تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1868

مساهمون:

ص١٨٦٨
كى در آيد فرشته تا نكنى * سگ ز در دور و صورت از ديوار
فان كان لا بدّ فاقتصر معه على مقدار يبلغه فهمه ، و يسعه ذهنه ، فقد قيل : كما انّ لبّ الثّمار معدّ للأنام ، فالتّبن متاح للأنعام ، فلبّ الحكمة معدّ لذوى الالباب ، و قشورها مجعولة للأغنام . [ 1 ]

هشتم

: فرمود : هرگاه زمانى باشد كه عدل غلبه كرد بر جور ، پس حرام است كه گمان بد برى به احدى تا آن كه علم پيدا كنى به بدى او ، و هرگاه زمانى باشد كه جور غلبه كند بر عدل پس نيست براى احدى كه گمان خوبى برد به احدى تا آن كه ببيند آن را از او . [ 2 ] ( مؤلّف گويد كه ) : مناسب ديدم اين خبر را در اينجا نقل كنم : روايت شده از حمران كه از امام محمّد باقر عليه السّلام پرسيد كه : دولت حقّ شما كى ظاهر خواهد شد ؟ فرمود كه : اى حمران ! تو دوستان و برادران و آشنايان دارى و از احوال ايشان احوال زمان خود را مىتوانى دانست ، اين زمان زمانى نيست كه امام حقّ خروج تواند كرد ، بدرستى كه شخصى بود از علما در زمان سابق و پسرى داشت كه رغبت نمىنمود در علم پدر خود و از او سؤال نمىكرد و آن عالم همسايه‌اى داشت كه مىآمد و از او سؤال مىكرد و علم از او اخذ مىنمود ، پس مرگ آن مرد عالم رسيد ، پس طلبيد فرزند خود را و گفت : اى پسرك من ! تو اخذ نكردى از علم من و كم رغبت بودى در آن و از من چيزى نپرسيدى و مرا همسايه‌اى است كه از من سؤال مىكرد و علم مرا اخذ مىنمود و حفظ مىكرد ، اگر تو را احتياج شود به علم من برو به نزد همسايهء من و او را نشان داد و او را شناسانيد . پس آن عالم به رحمت ايزدى و اصل شد و پسر او ماند ، پس پادشاه آن زمان خوابى ديد و از براى تعبير خواب سؤال كرد از احوال آن عالم ، گفتند : فوت شد .
هامش
[ 1 ] سفينة البحار ، ج 1 ، ص 292 . [ 2 ] بحار الأنوار ، ج 78 ، ص 369 ؛ اعلام الدين ، ص 312 .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1868 | الشيخ عباس القمي