تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1865

مساهمون:

ص١٨٦٥
مقدّر شده خواهد شد . سيّم آن كه صبر بهتر چيزى است كه آدم ممتحن استعمال آن كند . چهارم آن كه اگر صبر نكنم چه بكنم . پنجم آن كه شايد مصيبتى وارد شود كه از آن مصيبت سخت‌تر باشد . ششم آن كه از ساعت تا به ساعت فرج است . چون اين مطلب را به كسرى اطّلاع دادند امر كرد او را از زندان و بند رها كردند و او را احترام نمودند . [ 1 ]

سيّم : قال عليه السّلام : الهزل فكاهة السّفهاء ، و صناعة الجهّال

. [ 2 ] فرمود : بيهودگى ، خوش منشى بىخردان و صفت نادانان است . ( فقير گويد ) : اين معنى در صورتى است كه « هزل » بالام باشد ، و اگر « هزء » با همزه باشد چنان كه در بعض نسخ است يعنى ريشخند و فسوس و مسخرگى ، و شكّى نيست كه اين عمل شيوهء اراذل و اوباش و پست فطرتان است ، و صاحب اين عمل را از دين و ايمان خبرى و از عقل و دانايى اثرى نيست ، و به مراحل بسيار از منزل انسانيّت دور و نام انسانيّت از او مهجور است .

چهارم : قال عليه السّلام : السّهر الذّ للمنام ، و الجوع يزيد فى طيب الطّعام . [ 3 ]

فرمود : بيدارى لذيذكننده‌تر است خواب را ، و گرسنگى زياد مىكند در خوبى و پاكيزگى طعام .

پنجم : قال عليه السّلام : اذكر مصرعك بين يدى أهلك ، فلا طبيب يمنعك ، و لا حبيب ينفعك . [ 4 ]

فرمود : ياد كن آن وقتى را كه افكنده‌شده‌اى بر زمين مقابل اهل خود ، پس طبيبى نيست كه منع كند تو را از مردن ، و نه دوستى كه نفع رساند تو را در آن حال . ( مؤلّف گويد كه ) : اشاره فرمود حضرت در اين فرمايش به حال احتضار آدمى به همان حالى كه حقّ تعالى به آن اشاره فرموده فى كلامه المجيد :
إِذا بَلَغَتِ التَّراقِيَ
.
هامش
[ 1 ] سفينة البحار ، ج 2 ، ص 7 . [ 2 ] اعلام الدين ، ص 311 ؛ بحار الأنوار ، ج 78 ، ص 369 . [ 3 ] اعلام الدين ، ص 311 ؛ بحار الأنوار ، ج 78 ، ص 369 . [ 4 ] اعلام الدين ، ص 311 ؛ بحار الأنوار ، ج 78 ، ص 370 .