سيزدهم
: قطب راوندى روايت كرده از ابو هاشم جعفرى كه گفت : متوكّل مجلسى بنا كرده بود شبكه دار به نحوى كه آفتاب بگردد دور ديوار آن و در آن مرغهاى خواننده منزل داده بود ، پس چون روز سلام او بود مىنشست در آن مجلس پس نمىشنيد كه چه به او مىگويند و شنيده نمىشد كه او چه مىگويد از صداهاى مرغان ، پس چون حضرت امام علىّ نقى عليه السّلام به آن مجلس مىآمد مرغان ساكت مىشدند به نحوى كه صوت يكى از آن مرغها شنيده نمىگشت و چون آن حضرت از مجلس بيرون مىرفت مرغها شروع مىكردند به صدا كردن ، و بود نزد متوكّل چند عدد از كبكها وقتى كه آن حضرت تشريف داشت آنها حركت نمىكردند و چون آن جناب مىرفت آنها شروع مىكردند با هم مقاتله كردن . [ 1 ]
هامش
[ 1 ] الخرائج ، ج 1 ، ص 404 ؛ بحار الأنوار ، ج 50 ، ص 148 ؛ إثبات الهداة ، ج 6 ، ص 244 ؛ مدينة المعاجز ، 548 ؛ الصراط المستقيم ، ج 2 ، ص 204 .