روى همين مسند و اين تكيهگاه * زير همين قبّه و اين بارگاه
بودم و ديدم بر ابن زياد * آه چه ديدم كه دو چشمم مباد
تازه سرى چون سپر آسمان * طلعت خورشيد ز رويش نهان
بعد ز چندى سر آن خيره سر * بد بر مختار به روى سپر
بعد كه مصعب سر و سردار شد * دست كش [ 1 ] او سر مختار شد
اين سر مصعب به تقاضاى كار * تا چه كند با تو ديگر روزگار [ 2 ]
( مؤلّف گويد كه ) : در كشف الغمّه در احوال حضرت جواد عليه السّلام كلمات بسيار از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام نقل شده كه حضرت جواد عليه السّلام از آن حضرت نقل فرموده ، چون مقام گنجايش تطويل نداشت ما ذكر ننموديم هر كه طالب است آنجا رجوع نمايد .
هامش
[ 1 ] يعنى زبون و اسير و گرفتار و زير دست . ( م )
[ 2 ] نيز نك : وقايع الايام از مؤلّف ، ص 247 ؛ تتمة المنتهى ، ص 94 .