تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1800

مساهمون:

ص١٨٠٠
چنان باش كه از تو انتفاعى نبرند چه بسا شود كه خون‌ها ريخته شود و مال‌ها غارت شود و عرض‌ها به باد رود و تو در آن شريك شوى و خسران دنيا و آخرت برى . 9 - قال عليه السّلام : ما عال من اقتصد . [ 1 ] فقير و درويش نگشت كسى كه در مخارج خود ميانه روى كرد . 10 - قال عليه السّلام : ما قال النّاس لشىء : « طوبى له » ، الّا و قد خبأ له الدّهر يوم سوء . [ 2 ] نگفتند مردمان براى چيزى اين كلمه را كه « خوشا به حال او » ، مگر آن كه پنهان كرد روزگار غدّار از براى او روز بدى .
خويشتن آراى مشو در بهار * تا نكند در تو طمع روزگار
11 - قال عليه السّلام : من تذكّر بعد السّفر استعدّ . [ 3 ] كسى كه ياد كند دورى سفر خود را استعداد و تهيّهء آن راه دور خود را بيند . پس اشخاصى كه در تهيّهء توشه و زاد آخرت نيستند جهتش غفلت آن‌ها است از آن سراى ، پس آمادهء سفر خود باش و به غفلت مگذران و خود را خطاب كن و بگو :
خاك من و تو است كه باد بهار * مىبردش سوى يمين و شمال عمر به افسوس برفت آنچه رفت * ديگرش از دست مده بر مآل بسكه در آغوش لحد بگذرد * بر من و تو روز و شب و ماه و سال اى كه درونت به گنه تيره شد * ترسمت آيينه نگيرد صقال زنده دلا مرده ندانى كه كيست * آن كه ندارد به خدا اشتغال مالك فى الخيمة مستلقيا * قد نهض القوم و شدّوا الرّحال قد وعر المسلك يا ذا الفتى * افلح من هيّأ زاد المال لا تك تغترّ بمعمورة * يعقبها الهدم او الانتقال مالك تعصى و منادى القبول * من قبل الحقّ ينادى تعال
هامش
[ 1 ] نهج البلاغه ، حكمت 140 ، ص 684 . [ 2 ] نهج البلاغه ، حكمت 286 ، ص 719 . [ 3 ] نهج البلاغه ، حكمت 290 ، ص 718 .