تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1801

مساهمون:

ص١٨٠١
12 - قال عليه السّلام : ما اكثر العبر و اقلّ الاعتبار . [ 1 ] چه بسيار است عبرت و پند ، و كم است پند گرفتن .
كاخ جهان پر است ز ذكر گذشتگان * لكن كسى كه گوش دهد اين ندا كم است

[ چهار سر بريده در يك مكان ]

در تواريخ مسطور است كه چون عبد الملك مروان ، مصعب بن زبير را كشت و عراق را تسخير كرد و به كوفه رفت و داخل دار الأماره شد و بر سرير سلطنت تكيه داد و سر مصعب را در مقابل خود نهاد و در كمال فرح و انبساط بود كه ناگاه يك تن از حاضرين را كه عبد الملك بن عمر مىگفتند ، لرزه فرو گرفت و گفت : امير به سلامت باد ، من قصّهء عجيبى از اين دار الأماره به خاطر دارم و آن چنان است كه من با عبيد اللّه بن زياد در اين مجلس بودم ، سر مبارك امام حسين عليه السّلام را براى او آوردند و در نزد او نهادند ، پس از چندى كه مختار كوفه را تسخير كرد با او در اين مجلس نشستم و سر ابن زياد را در نزد او ديدم ، پس از مختار با مصعب صاحب اين سر در اين مجلس بودم كه سر مختار را در نزد او نهاده بودند و اينك با امير در اين مجلس مىباشم و سر مصعب را در نزد او مىبينم ! و من در پناه خدا در مىآورم امير را از شرّ اين مجلس . عبد الملك مروان تا اين قصّه را شنيد لرزه او را فرو گرفت و امر كرد تا قصر الأماره را خراب كردند ، [ 2 ] و اين قصّه را بعضى از شعراء به نظم آورده و چه خوب گفته :
يك سره [ 3 ] مردى ز عرب هوشمند * گفت به عبد الملك از روى پند :
هامش
[ 1 ] نهج البلاغه حكمت 397 ، ص 722 . [ 2 ] وفيات الاعيان ، ج 3 ، ص 165 ؛ مروج الذهب ، ج 3 ، ص 109 - 110 با اختلاف ؛ حياة الحيوان دميرى ، 1 ، ص 13 ، چاپ ايران . [ 3 ] سره يعنى بىعيب و نيكو . ( م )