تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1797

مساهمون:

ص١٧٩٧
كلام او . [ 1 ] 2 - قال عليه السّلام : اكبر العيب آن تعيب ما فيك مثله . [ 2 ] بزرگ‌ترين عيب تو آن است كه عيب كنى مردم را به چيزى كه مثل آن در تو باشد . پس احمق آن كسى است كه خود به هزار عيب آلوده و سر تا پاى او را معصيت فرو گرفته چشم از عيوب خود پوشيده و زبان به عيب مردم گشوده .
همه حمّال عيب خويشتند * طعنه بر عيب ديگران چه زنند
و آن جناب عليه السّلام در يكى از كلمات خود چنين مردمانى را كه جستجوى عيب مردم مىكنند و آن را نقل مىنمايند ، و از خوبى ايشان نقل نمىكنند تشبيه فرموده به مگس كه جستجوى جاهاى فاسد و كثيف بدن آدمى را مىكنند و بر روى آن مىنشينند و جاهاى صحيح بدن را كارى ندارند . [ 3 ] 3 - قال عليه السّلام : رأى الشّيخ احبّ الىّ من جلد الغلام . [ 4 ] يعنى : انديشهء پير كهن سال دوست‌تر است نزد من از جلادت و مردانگى نوجوان . شايد نكته‌اش آن باشد كه رأى پير صاحب تدبير صادر مىشود از روى عقل و تجربه و آن سبب اصلاح فتنه بلكه موجب اطفاى بسيارى از فتنه‌ها است ، به
هامش
[ 1 ] و در اين معنى حكيم نظامى گفته :با آن كه سخن به لطف آب است * كم گفتن اين سخن صواب است آب ار چه از او زلال خيزد * از خوردن پرملال خيزد يك دسته گل دماغ‌پرور * از خرمن صد گياه بهتر لاف از سخن چه در توان زد * آن خشت بود كه پرتوان زد[ 2 ] نهج البلاغه ، حكمت 361 ، ص 732 . [ 3 ]همه عيب خلق ديدن نه مروت است و مردى * نگهى به خويشتن كن كه همه گناه دارى ره طالبان عقبى كرم است و فضل و احسان * تو چه در نشان مردى به جز از كلاه‌دارى تو حساب خويشتن كن نه حساب خلق سعدى * كه بضاعت قيامت عمل تباه دارى[ 4 ] نهج البلاغه ، حكمت 86 ، ص 669 و يروى : من مشهد الغلام .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1797 | الشيخ عباس القمي