تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1630

مساهمون:

ص١٦٣٠
فضل ، لك علينا هذا ما اتّقيت اللّه عزّ و جلّ . [ 1 ] يعنى : اى فضل ! از براى تو است بر ما اين نوشته مادامىكه بپرهيزى از مخالفت خداوند عزّ و جلّ ، و حضرت به اين يك كلمه محكم كارى او را به هم شكست و تاب آن را باز كرد ، غرض آن است كه حضرت اجازهء نشستن به فضل نداد تا آن كه بيرون رفت .

[ دوازدهم سيره امام رضا عليه السّلام ]

( [ سيره امام رضا عليه السّلام : ] ) ( دوازدهم ) : شيخ صدوق از جابر [ 2 ] بن ابى الضّحاك روايت كرده است كه گفت : مأمون مرا فرستاد تا حضرت رضا عليه السّلام را از مدينه به مرو آورم و امر كرد مرا كه آن جناب را از راه بصره و اهواز و فارس حركت دهم و از طريق قم نبرم او را ، و نيز امر كرد كه آن جناب را در شب و روز حفظ كنم تا به او برسانم . پس من در خدمت آن حضرت بودم از مدينه تا به مرو و به خدا سوگند كه نديدم مردى را مثل آن حضرت در تقوى و كثرت ذكر خدا در جميع اوقات خود و شدّت خوف از حقّ تعالى . و عادت آن جناب چنان بود كه چون صبح مىشد نماز صبح را ادا مىكرد و بعد از سلام نماز در مصلاى خود مىنشست و پيوسته تسبيح و تحميد و تكبير و تهليل مىگفت و صلوات بر حضرت رسول و آل او مىفرستاد تا آفتاب طلوع مىكرد پس از آن به سجده مىرفت و سجده را چندان طول مىداد تا روز بلند مىشد ، پس سر از سجده برمىداشت و با مردم حديث مىكرد و ايشان را موعظه مىفرمود تا نزديك زوال آفتاب ، پس از آن وضوى خود را تجديد مىنمود و به مصلّاى خود عود مىكرد ، و چون زوال مىشد برمىخاست و شش ركعت نافلهء ظهر مىگذاشت و قرائت مىكرد در ركعت اوّل بعد از حمد سورهء قل يا ايّها الكافرون ، و در ركعت دوّم و چهار ركعت ديگر بعد از حمد قل هو اللّه احد مىخواند و در هر دو ركعتى
هامش
[ 1 ] عيون اخبار الرضا عليه السّلام ، ج 2 ، ص 162 ؛ بحار الأنوار ، ج 49 ، ص 168 . [ 2 ] رجاء : نك : بحار الأنوار ، ج 49 ، ص 91 .