( مؤلّف گويد كه ) : چون حديث نفيس بود من تمام آن را نقل كردم الى غير ذلك .
و امّا روايات قدح [ 1 ] در مفضّل مثل آن كه روايت شده كه حضرت صادق عليه السّلام به اسماعيل بن جابر فرمود : برو نزد مفضّل و به او بگو اى كافر ! اى مشرك ! چه مىخواهى از پسر من ، مىخواهى او را به قتل آورى ؟ [ 2 ] يا آن كه در سفر زيارت حضرت امام حسين عليه السّلام چون چهار فرسخ از كوفه دور شدند ، وقت نماز صبح شد ، رفقاى او پياده شدند نماز خواندند ، پس به او گفتند چرا پياده نمىشوى كه نماز بخوانى ؟ گفت : من نمازم را خواندم پيش از آن كه از منزلم بيرون شوم . [ 3 ]
و امثال اين روايات قابل معارضه به اخبار مدح نيستند . و شيخ ما در خاتمهء مستدرك كلام را در حال او بسط داده و از روايات قدح در او جواب داده و كسى كه رجوع كند به توحيد مفضّل كه حضرت صادق عليه السّلام براى او فرموده ، خواهد دانست كه مفضّل نزد آن حضرت ، مرتبه و منزلتى عظيم داشته و قابل تحمّل علوم ايشان بوده .
و توحيد مفضّل رسالهء بسيار شريفى است كه سيّد ابن طاووس رحمه اللّه فرموده كه : هر كه سفر مىرود آن را با خود همراه بردارد ، [ 4 ] و در كشف المحجة به پسرش وصيّت فرموده كه : در آن نظر كند . علّامهء مجلسى رحمه اللّه [ 5 ] آن رساله را به فارسى ترجمه كرده كه عوام از آن انتفاع برند ، و در تحف العقول بعد از ابواب مواعظ ائمّه عليهم السّلام بابى در مواعظ مفضّل بن عمر ذكر كرده و مواعظ شافيهاى از او نقل كرده كه اكثرش را از
هامش
[ 1 ] نك معجم رجال الحديث ، ج 18 ، ص 300 .
[ 2 ] رجال كشى ، ص 274 و 275 .
[ 3 ] خاتمه المستدرك ، ج 3 ، ص 564 فائده خامسه ؛ رجال كشى ، ص 275 - 276 .
[ 4 ] نك : الامان من اخطار الأسفار و الأزمان ، ص 78 ؛ سفينة البحار ، ج 2 ، ص 371 .
[ 5 ] علاوه بر ايشان ، اين افراد نيز آن را ترجمه و شرح كردهاند : فخر الدّين ما وراء النهرى ، مولى اسماعيل كجورى تهرانى ، اسماعيل بن حسين تبريزى ، محمد صالح بن محمد باقر قزوينى روغنى ، سيد جواد سيد فاطمى ، على اصغر فقيهى قمى ، زين العابدين كاظمى خلخالى ، نجف على ميرزايى ، و نك ايضا الذريعة الى تصانيف الشيعة ، ج 4 ، ص 482 .