تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1597

مساهمون:

ص١٥٩٧
كه گفت : در خدمت حضرت صادق عليه السّلام بودم كه مفضّل بن عمر وارد شد . حضرت او را چون بديد ، به صورت او خنديد و فرمود : به نزد من بيا اى مفضّل ! قسم به پروردگار من كه من دوست مىدارم تو را ، و دوست مىدارم كسى كه تو را دوست مىدارد ، اگر مىشناختند جميع اصحاب من آنچه تو مىشناختى ، دو نفر مختلف نمىشدند ، مفضّل گفت : يا بن رسول اللّه ! گمان نمىكنم كه مرا بالاتر از منزل خودم فرود آوريد . فرمود : بلكه منزل دادم تو را به منزلتى كه خدا تو را فرود آورده به آنجا ، پس گفت : يا بن رسول اللّه ! چه منزلتى دارد جابر بن يزيد نزد شما ؟ فرمود : منزلت سلمان نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم . گفتم : چيست منزلت داود بن كثير رقىّ نزد شما ؟ فرمود : به منزلت مقداد است از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم . راوى گويد : پس حضرت رو كرد به من و فرمود : اى عبد اللّه بن فضل ! بدرستى كه خداوند تبارك و تعالى خلق كرد ما را از نور عظمت خود و غوطه داد ما را به رحمت خود ، و خلق كرد ارواح شما را از ما ؛ پس ما آرزومند و مايليم به سوى شما ، و شما آرزومند و مايليد به سوى ما ، به خدا قسم كه اگر گوش كنند اهل مشرق و مغرب كه زياد كنند در شيعيان ما يك مرد و كم كنند از ايشان يك مرد نتوانند اين را و همانا ايشان مكتوبند نزد ما به نام‌هايشان و نام‌هاى پدرانشان و عشيره‌هايشان و نسب‌هايشان ، اى عبد اللّه بن فضل و اگر بخواهى نشان دهم اسم تو را در صحيفه‌مان ، پس طلبيد صحيفه را و گشود آن را ديدم كه آن سفيد است و اثر نوشته در آن نيست . گفتم : يا بن رسول اللّه ! در اين صحيفه اثر نوشته نمىبينم ، حضرت دست خود را بر آن ماليد نوشته‌هاى در آن را ديدم و يافتم در آخر آن اسم خودم را پس سجدهء شكر براى خدا به جا آوردم . [ 1 ]
هامش
[ 1 ] بحار الأنوار ، ج 47 ، ص 395 به نقل از الاختصاص ، ص 216 .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1597 | الشيخ عباس القمي