موسى بن جعفر عليه السّلام خوابانيد ، آن وقت حضرت او را اذن داد و بر آن جناب وارد شد و حضرت از او قبول فرمود . [ 1 ]
از ملاحظهء اين حديث معلوم مىشود كه حقوق اخوان به چه اندازه است .
و از عبد اللّه بن يحيى الكاهلىّ روايت است كه من نزد حضرت امام موسى عليه السّلام بودم كه رو كرد علىّ بن يقطين به آمدن ، پس حضرت التفات فرمود به اصحاب خود و فرمود : هر كه مسرور مىشود از اين كه ببيند مردى از اصحاب پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، پس نظر كند به اين كس كه رو كرده به آمدن ، پس يكى از آن جماعت گفت : پس علىّ بن يقطين در اين حال از اهل بهشت است ؟
حضرت فرمود : امّا من پس شهادت مىدهم كه او از اهل بهشت است . [ 2 ]
و در عبد اللّه بن يحيى الكاهلى گذشت كفايت علىّ بن يقطين از او و عيال او به امر حضرت كاظم عليه السّلام .
وفات كرد علىّ بن يقطين در زمان حضرت امام موسى عليه السّلام در سنه صد و هشتاد و حضرت محبوس بود . و بعضى گفتهاند كه : وفاتش در سنه صد و هشتاد و دو بوده . و از يعقوب بن يقطين روايت است كه گفت شنيدم از ابو الحسن خراسانى عليه السّلام كه فرمود : همانا علىّ بن يقطين گذشت و رفت از دنيا و صاحبش ( يعنى امام موسى عليه السّلام ) از او راضى بود . [ 3 ]
هفتم : مفضّل بن عمر كوفى جعفى :
[ 4 ] شيخ نجاشى و علامه او را فاسد المذهب و مضطرب الرّواية نگاشتهاند . [ 5 ] و
هامش
[ 1 ] بحار الأنوار ، ج 48 ، ص 85 ؛ عيون المعجزات 100 - 103 .
[ 2 ] اختيار معرفة الرجال ، ج 2 ، ص 730 .
[ 3 ] همان مصدر .
[ 4 ] براى اطلاع بيشتر نك : بهجة الآمال ، ج 7 ، ص 70 ؛ التحرير الطاوسي ، ص 259 ؛ جامع الرواة ، ج 2 ، 258 ؛ مجمع الرجال ، ج 6 ، ص 123 ؛ معالم العلماء ، ص 124 ؛ منهج المقال ، ص 341 ؛ نقد الرجال ، ص 351 مقدمهء توحيد مفضل .
[ 5 ] رجال نجاشى ص 416 ؛ رجال علامه حلى ، ص 258 .