اهل عراق بر در سرا است ، پس شنيدم نداى آن حضرت را كه فرمود : داخل شو اى عبد اللّه بن مغيره . پس داخل شدم همين كه نظرش به من افتاد فرمود : خداوند دعاى تو را مستجاب كرد و هدايت كرد تو را به دين خود .
من گفتم : شهادت مىدهم كه تو حجّت خدايى بر من و امين اللّه بر خلقى . [ 1 ]
و عبد اللّه بن مغيرة از اصحاب اجماع است ، و گفته شده كه سى كتاب تصنيف كرده از جمله : كتاب وضوء و كتاب صلاة بوده . و از كتاب اختصاص نقل شده كه روايت شده كه چون تصنيف كرد كتاب خود را وعده كرد با اصحاب خود كه آن كتاب را بخواند بر ايشان در يكى از زاويههاى مسجد كوفه ، و برادرى داشت كه مخالف مذهب او بود ، پس چون اصحاب جمع شدند براى شنيدن آن كتاب ، برادرش آمد و در آنجا نشست ، عبد اللّه به ملاحظهء برادر مخالفش گفت با اصحاب خود كه امروز برويد ، و برادرش گفت : كجا بروند بدرستى كه من نيز آمدم براى همان جهت كه آنها آمدند .
عبد اللّه گفت : مگر براى چه آمدند ؟
گفت : اى برادر ! در خواب ديدم كه ملائكه از آسمان فرود مىآمدند ، گفتم :
براى چه اين ملائكه فرود مىآيند ، شنيدم كه گويندهاى گفت : فرود آمدند كه بشنوند آن كتابى را كه بيرون آورده عبد اللّه بن مغيرة ، پس من نيز بيرون آمدم براى اين و من توبه مىكنم به سوى خدا از مخالفت خود ، پس عبد اللّه مسرور شد . [ 2 ]
پنجم : عبد اللّه بن يحيى الكاهلى الكوفى
[ 3 ] برادر اسحاق ، هر دو از روات حضرت صادق و كاظم عليهما السّلام مىباشند . و عبد اللّه
هامش
[ 1 ] كشى ، ج 2 ، ص 825 .
[ 2 ] بحار الأنوار ، ج 48 ، ص 174 ؛ اختصاص ، ص 85 .
[ 3 ] براى اطلاع بيشتر نك : بهجة الآمال ، ج 5 ، ص 299 ؛ التحرير الطاوسي ، ص 169 ؛ تنقيح المقال ، ج 2 ، ص 223 ؛ رجال حلى ، ص 108 ؛ جامع الرواة ، ج 1 ، ص 517 ؛ رجال طوسى ، ص 357 ؛ الفهرست طوسى ، ص 102 ؛ مجمع الرجال ، ج 4 ، ص 62 - 63 و ج 7 ، ص 145 ؛ معجم رجال الحديث ، ج 10 ، ص 379 و 390 و ج 23 ، ص 134 .