آنگاه يقطين خود را ظاهر كرد و زوجهاش نيز با پسرانش به وطن خود كوفه عود نمودند [ 1 ] و يقطين در خدمت سفّاح و منصور بود ، با اين حال شيعى مذهب و قايل به امامت بود و هكذا پسرانش ، و گاه گاهى اموال به خدمت حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام حمل مىكرد و نزد منصور و مهدى از براى يقطين سعايت كردند ، حقّ تعالى او را از كيد و شرّ ايشان حفظ كرد و يقطين بعد از على به نه سال زنده بود و در سنه صد و هشتاد و پنج وفات نمود .
و امّا على پسرش پس او را در خدمت حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام منزلتى عظيم و مرتبتى رفيع بود و حضرت بهشت را از براى او ضامن شده بود ، و در چند روايت است كه آن حضرت فرمود :
ضمنت لعلىّ بن يقطين ان لا تمسّه النّار ابدا .
از داود رقّى روايت شده كه : من روز نحر ( يعنى عيد قربان ) خدمت حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام شرفياب شدم ، آن حضرت ابتدا فرمود كه : نگذشت در دل من احدى در وقتى كه در موقف عرفات بودم مگر علىّ بن يقطين و پيوسته او با من بود ( يعنى در نظر من و در قلب من بود ) و از من مفارقت نكرد تا افاضه كردم .
و نيز روايت شده كه در يك سال در موقف عرفات احصا كردند صد و پنجاه نفر را كه از براى علىّ بن يقطين تلبيه مىگفتند ، و ايشان كسانى بودند كه على به ايشان پول داده بود و به مكّه روانه كرده بود . [ 2 ]
و روايت شده كه على در زمان طفوليّت خود با برادرش عبيد خدمت حضرت صادق عليه السّلام رسيد و على در آن وقت گيسوانى بر سر داشت ، حضرت فرمود كه :
صاحب گيسوان را نزد من آوريد پس نزديك آن حضرت آمد ، آن جناب او را در بر گرفت و دعا كرد براى او به خير و خوبى .
هامش
[ 1 ] رجال نجاشى ، ص 273 ، 712 .
[ 2 ] نك : رجال كشى ، ص 434 و 437 .