تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1587

مساهمون:

ص١٥٨٧
حجّاج بن يوسف ثقفى ، و مسلّم است كه اسامى مبغضين امير المؤمنين عليه السّلام نزد اهل بيت آن حضرت بلكه نزد شيعيان و دوستانش ثقيل و مكروه است . سبط ابن جوزى در تذكره در ذكر اولاد عبد اللّه بن جعفر بن ابى طالب گفته كه : هيچ كس از بنى هاشم فرزند خود را معاويه نام ننهاد مگر عبد اللّه بن جعفر ، و چون اين نام را بر اولاد خود گذاشت بنى هاشم ترك او نمودند و با او تكلّم نكردند تا وفات كرد . [ 1 ] لكن مخفى نماند : چنان كه گفته شد نام عبد الرّحمن نزد شيعيان امير المؤمنين عليه السّلام ثقيل است و امّا دشمنان آن حضرت از اين اسم خوششان مىآيد . همانا روايت شده از مسروق كه گفت : وقتى در نزد حميراء نشسته بودم و حديث مىكرد مرا كه ناگاه غلامى را ندا كرد كه سياه بود ، و به او عبد الرّحمن مىگفت ، چون غلام حاضر شد حميراء رو كرد به من و گفت : مىدانى براى چه اين غلام را عبد الرحمن نام نهادم ؟ گفتم : نه ، گفت : از جهت محبّت و دوستى من با عبد الرحمن بن ملجم .

سيّم : عبد اللّه بن جندب

[ 2 ] ( به ضم جيم و سكون نون و فتح دال مهمله ) بجلى ، كوفى . ثقه جليل القدر ، عابد ، از اصحاب حضرت كاظم و رضا عليهما السّلام و وكيل ايشان است . شيخ كشّى روايت كرده كه حضرت ابو الحسن عليه السّلام قسم خورده كه راضى است از او و همچنين پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و خداوند تعالى . و هم فرموده كه : عبد اللّه بن جندب از مخبتين [ 3 ] است يعنى از كسانى كه حقّ
هامش
[ 1 ] تذكرة الخواص ، ص 192 . [ 2 ] براى اطلاع بيشتر نك : جامع الرواة ، ج 1 ، ص 479 ؛ رجال نجاشى ، ص 139 ؛ مجمع الرجال ، ج 3 ، 274 - 276 ؛ معجم رجال الحديث ، ج 10 ، ص 146 ؛ بهجة الآمال ، ج 5 ، ص 208 ؛ التحرير الطاوسي ، 171 . [ 3 ] اختيار معرفة الرجال ، ج 2 ، ص 851 و 852 .