تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1591

مساهمون:

ص١٥٩١
وجاهت داشت نزد حضرت كاظم عليه السّلام و آن حضرت سفارش او را به علىّ بن يقطين كرده بود و به او فرموده بود كه ضمانت كن براى من كفالت كاهلى و عيال او را تا ضامن شوم براى تو بهشت را ، على قبول كرد و پيوسته طعام و پول و ساير نفقات شهريّه براى ايشان مىداد و چندان بر كاهلى نعمت عطا مىكرد كه عيالات و قرابات او را فرو مىگرفت و ايشان مستغنى بودند تا كاهلى وفات كرد . و كاهلى قبل از وفات خود به حج رفت و خدمت حضرت امام موسى عليه السّلام وارد شد ، حضرت به او فرمود : عمل خير به جا آور در اين سال . ( يعنى اهتمامت در عمل خير زيادتر باشد ) همانا اجل تو نزديك شده ، كاهلى گريست . حضرت فرمود : براى چه مىگريى ؟ گفت : براى آن كه خبر مرگ به من دادى . فرمود : بشارت باد تو را تو از شيعيان مايى و امر تو به خير است . راوى گفت كه : بعد از اين زنده نماند عبد اللّه مگر زمان كمى ، پس وفات كرد . [ 1 ]

ششم : على بن يقطين [ 2 ] كوفىّ الأصل ، بغدادىّ المسكن :

ثقة جليل القدر از اجلّاى اصحاب و محلّ توجّه حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام است [ 3 ] و پدرش يقطين از وجوه دعات عبّاسيّين بود ، و در زمان مروان حمار در محنت عظيم بود چه آن كه مروان در طلب او بود و او از وطن فرار كرده و مختفى بود و در سنهء صد و بيست و چهار در كوفه على پسرش متولّد شد ، زوجهء يقطين با دو پسران خود على و عبيد فرزندان يقطين نيز از ترس مروان به جانب مدينه قرار كردند و پيوسته مختفى بودند تا مروان به قتل رسيد و دولت عباسيّين ظهور كرد ،
هامش
[ 1 ] اختيار معرفة الرجال ، ج 2 ، ص 745 با اختلاف اندك . [ 2 ] براى اطلاع بيشتر نك : بهجة الآمال ، ج 5 ، ص 555 ؛ التحرير الطاوسي ، ص 178 ؛ جامع الرواة ، ج 1 ، ص 609 ؛ معالم العلما ، ص 64 ؛ معجم رجال الحديث ، ج 12 ، ص 227 - 240 و ج 23 ، ص 51 ؛ نقد الرجال ، ص 246 . [ 3 ] الفهرست طوسى ، ص 234 .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1591 | الشيخ عباس القمي