هفت صد شتر .
شيخ يافعى گفته كه : كتابهاى او صد و چهارده هزار مجلّد بوده ، و قاضى عبد الرّحمن شيبانى فاضل ، كتابخانهاش از همه تجاوز كرده بود و مشتمل بود بر صد و چهل هزار مجلّد . و نقل شده كه مستنصر در كتابخانهء مستنصريّه هشتاد هزار مجلّد وديعه نهاده بود و ظاهر آن است كه چيزى از آنها باقى نمانده ، و اللّه الباقى . [ 1 ]
و بالجمله ، سيّد مرتضى بعد از وفات برادرش سيّد رضى نقابت شرفاء ، و امارت حاجّ ، و قضاى ، قضات به وى منتقل شد [ 2 ] و مدت سى سال به همين حال باقى بود تا در سنه چهار صد و سى و شش وفات فرمود .
[ فاطمه دختر سيد مرتضى ]
و آن جناب را دخترى بوده است نقيّه ، فاضله ، جليله كه روايت مىكند از عمويش سيّد رضى و روايت مىكند از او شيخ عبد الرّحيم بغدادى معروف به ابن اخوّة كه يكى از مشايخ اجازهء قطب راوندى است . [ 3 ]
و امّا السّيّد الرّضىّ : [ 4 ] فهو الشّريف الأجلّ ، محمّد بن الحسين الموسوى ، كنيت شريفش ابو الحسن ، لقب مرضيش ، رضىّ و ذو الحسبين ، برادر مير مرتضى علم الهدى نقيب علويّه و اشراف بغداد ، بلكه قطب فلك ارشاد و مركز دايرهء رشاد بود ، صيت بزرگى و جلالت او را گوش ملك شنيده و آوازهء فضل و بلاغت او به ايوان فلك رسيده ، اشعار دل پذيرش دست تصرّف از دامن فصاحت آرايى در شاخ بلند سحرآزمايى زده و پاى ترقّى از حضيض بلاغتگسترى بر ذروهء شاهق معجزهپرورى نهاده ، پايهء
هامش
[ 1 ] عمدة الطالب ، ص 206 .
[ 2 ] نك : البداية و النهاية ، ج 12 ، ص 4 .
[ 3 ] نك : رياض العلماء ، ج 5 ، ص 409 ؛ فوائد الرضويه ، ج 2 ، ص 651 ؛ رياحين الشريعة ، ج 4 ، ص 223 .
[ 4 ] براى اطلاع بيشتر نك : امل الآمل ، ج 2 ، ص 261 ؛ فوائد الرضوية ، ص 495 ؛ ريحانة الادب ، ج 2 ، ص 121 ؛ روضات الجنات ، ج 6 ، ص 190 ؛ معجم المؤلفين ، ج 9 ، ص 260 .