تفاسير ، و بود به بزرگى تفسير ابو جعفر طوسى يا بزرگتر . [ 1 ]
و آن جناب صاحب هيبت و جلالت و روع و عفّت و تقشّف بود ، و مراعات مىكرد اهل و عشيرهء خود را و او اوّل طالبى است كه قرار داد بر خود سواد را و بود عالى همّت و شريف النّفس ، قبول نمىكرد از احدى صله و جايزه تا آن كه ردّ كرد صله و جايزههاى پدر خود را و قبول نكرد ، و كافى است همين مطلب در شرف نفس و بلندى همّت او ، و پادشاهان بنى بويه هر چه كردند كه قبول كند از ايشان عطا و جايزه قبول نفرمود و خشنود مىگشت به اكرام و صيانت جانب و اعزاز اتباع و اصحابش ، انتهى . [ 2 ]
و بدان كه « نقيب » در لغت به معنى كفيل و امين و ضامن و شناسانندهء قوم است و مراد از نقيب كه در ترجمهء سيّدين و والد ايشان ذكر شده آن است كه امور شرفا و طالبيّين را كفالت نمايد و انساب ايشان را حفظ كند از اين كه كسى از آن سلسله خارج شود يا خارجى در آن داخل شود . [ 3 ]
و بدان نيز كه سيّد مرتضى را فرزندى است بسيار جليل و عظيم الشّأن مسمّى به عدنان ، قاضى نور اللّه در وصف او گفته : السّيّد الشّريف المرضى ابو احمد ، عدنان بن الشّريف الرّضى الموسوى شريف بطحاى فضل و كرم و نقيب مشهد دانش بود ، لواى علوّشان و سموّ مكان او به سماى رفعت و سماك علوّ نسبت احمدى رسيده و بر خلعت حشمت و احترام و اعلام نزاهت طهارت
إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً
[ 4 ] كشيده .
شعر :
تفاخر نموده به او آل هاشم * تظاهر فزوده به او آل حيدر
هامش
[ 1 ] المجدى ، ص 126 .
[ 2 ] مجالس ، ج 1 ، ص 504 .
[ 3 ] و كارهاى و وظايف ديگرى نيز به نقيب واگذار شده بود نك : الاحكام السلطانية ، ص 82 - 88 .
[ 4 ] سورهء احزاب ، آيهء 33 .