بر من جمع مىشود به نزد زنان مىروم و از ايشان دلخوش مىشوم . « 1 »
و در روايت اهل سنّت است كه ابليس به حضرت يحيى عليه السّلام گفت كه : چيزى مثل زنان كمر مرا محكم نمىكند و چشم مرا روشن نمىنمايد ، ايشانند تلهها و دامهاى من و تيرى كه خطا نخواهم كرد به او . بابى هنّ لو لم يكن هنّ ما اطقت اضلال ادنى آدمىّ ، يعنى پدرم به قربان ايشان اگر چنانچه ايشان نبودند من طاقت نداشتم كه پستترين مردم را گمراه كنم ، چشم من به ايشان روشن است به واسطهء ايشان من به مرادم مىرسم و به سبب ايشان مردم را در مهلكهها مىافكنم .
و از اين نحو كلمات در حقّ زنان بسيار مىگويد تا آن كه عرض مىكند فهنّ سيّداتى ، و على عنقى سكناهنّ ، يعنى : آنها خانمهاى منند و جاى ايشان بر گردن من است و بر من است كه آرزوهاى ايشان را بدهم ، هرگاه آن زنى كه از دامهاى من است چيزى خواهش كند من به سر عقب خواهش و حاجتهاى او مىروم زيرا كه ايشان اميد منند و قوّت من و سند من و محلّ اعتماد و فريادرس منند . « 2 »
هامش
( 1 ) بحار الأنوار ، ج 63 ، ص 225 .
( 2 ) نك : بحار الأنوار ، ج 63 ، ص 229 .