تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1365

مساهمون:

ص١٣٦٥
هاتفى آواز داد كه هر چه خورديم سود كرديم ، و آنچه از پيش فرستاديم يافتيم ، و آنچه بازگذاشتيم زيان كرديم . و شايسته است در اين مقام اين چند بيت از شيخ سعدى :
خور و پوش و بخشاى و راحت رسان * نگه مى چه دارى براى خسان زر و نعمت اكنون بده كان تو است * كه بعد از تو بيرون ز فرمان تو است تو با خود ببر توشهء خويشتن * كه شفقت نيايد ز فرزند و زن غم خويش در زندگى خور كه خويش * بمرده نپردازد از حرص خويش به غمخوارگى چون سر انگشت تو * نخارد كسى در جهان پشت تو

ششم : فرمود كه حضرت در وصيّت خود به عبد اللّه بن جندب كه :

اى پسر جندب ! كم كن خواب خود را در شب و كلام خود را در روز ، همانا نيست در جسد چيزى كه شكرش كمتر باشد از چشم و زبان ، پس بدرستى كه مادر سليمان عليه السّلام به سليمان گفت : اى پسر جان من ! بپرهيز از خواب ( يعنى خواب زياد ) زيرا كه آن محتاج مىكند تو را در روزى كه محتاجند مردم به اعمالشان . و فرمود : حضرت كه قناعت كن به آنچه كه خدا قسمت تو كرده ، و نظر مكن به آن چيزى كه نزد خوددارى ، و آرزو مكن چيزى را كه به آن نخواهى رسيد ، همانا كسى كه قناعت ورزيد سير گرديد ، و كسى كه قناعت نكرد سير نگشت و بگير بهرهء خود را از آخرت خود ، و در حال غنى و توانگرى تكبّر و ناسپاسى مكن ، و در حال فقر و بىچيزى جزع و بىتابى منما ، و فظّ غليظ مباش كه مردم نزديك شدن به تو را كراهت داشته باشند ، و سست مباش كه حقير شمرد تو را كسى كه بشناسد تو را ، و مخاصمه مكن با كسى كه بالاتر از تو است ، و استهزاء و سخريّه مكن با كسى كه پست‌تر از تو است ، و منازعه مكن در امر و فرمان با كسى كه اهل او است ، و اطاعت مكن سفيهان و بىخردان را ، و خوار مباش كه هر كس تو را تحت قرار دهد ، و اتكال و اعتماد مكن بر كفايت احدى ، و بايست نزد هر كارى تا بشناسى راه داخل شدن در آن و راه خارج شدن از آن را ، پيش از آن كه داخل در آن كار شوى و