تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1356

مساهمون:

ص١٣٥٦
فرمود : سرزنش مىكنند او را به تنگى معاش و تكليف مىكنند به او چيزهايى كه طاقت آن را ندارد تا وارد مىكنند او را در موارد هلاكت . « 1 » در اربعين شيخ بهايى است كه روايت شده : حواريّون به حضرت عيسى عليه السّلام گفتند كه : يا روح اللّه ! ما با كى مجالست كنيم ؟ فرمود : با كسى كه رؤيت او خدا را به ياد شما بياورد ، و زياد كند در علم شما كلام او ، و رغبت دهد شما را به آخرت عمل او . « 2 » شيخ بهايى در بيان اين حديث فرموده كه : مخفى نماند ، مراد از مجالست در اين حديث آن چيزى است كه شامل شود الفت و مخالطت و مصاحبت را . و در اين حديث اشعار است به آن كه هر كه داراى اين صفات نباشد شايسته نيست مجالست و مخالطت با او تا چه رسد به آن كه دارا باشد ضدّ اين صفات را ، مثل بيشتر اهل زمان ما پس خوشا به حال كسى كه حقّ تعالى او را توفيق دهد كه از ايشان دورى و اعتزال جويد و از ايشان وحشت كند و انس به خداى تعالى گيرد ، همانا مخالطت با اين مردم دل را مىميراند و دين را فاسد مىنمايد و حاصل مىشود به سبب آن براى نفس ملكاتى كه مهلك است و مىرساند شخص را به خسران مبين ، و وارد شده در حديث كه فرار كن از مردم مانند فرار كردن از شير . « 3 » و معروف كرخى به حضرت صادق عليه السّلام عرض كرد كه : يا بن رسول اللّه ! مرا وصيّتى فرما . فرمود : كم كن شناختگان و آشنايان خود را . عرض كرد : زيادتر بفرما . فرمود : نشناخته گير شناختگان خود را . « 4 »
هامش
( 1 ) التحصين ، ص 13 ، ح 5 ، القطب الثالث ؛ اربعين شيخ بهايى ، ص 615 به نقل از التحصين . ( 2 ) الكافى ، ج 1 ، ص 39 . ( 3 ) بحار الأنوار ، ج 7 ، ص 110 ؛ اربعين شيخ بهايى چاپ آقاى عقيقى ، ص 614 - 615 . ( 4 ) سفينة البحار « العزلة » ؛ اربعين شيخ بهايى ، ص 615 .