چرا زان آشيان بيگانه گشتى * چو دو نان مرغ اين ويرانه گشتى ؟
بيفشان بال و پر ز آميزش خاك * بپر تا كنگره ايوان افلاك
ببين در رقص ازرق طيلسانان * رداى نور بر عالم فشانان
همه دور جهان روزى گرفته * به مقصد راه فيروزى گرفته
خليلآسا در ملك يقين زن * نواى لا احبّ الآفلين « 1 » زن
هامش
( 1 ) برگرفته از آيهء 76 سورهء انعام .