و الرّوح ، ربّنا الرّحمن لا إله غيره . و چون اين ذكر شريف را گفت ، بگويد : ليقم المتهجدون ، يعنى : برخيزند از خواب نماز شب گزارندگان ، پس در اين وقت خروسها صداها بلند كنند ، پس آن ملك به صورت خروس ، ساكت شود به اندازهاى كه خدا خواسته ، آن وقت بگويد : سبّوح قدّوس ، ربّنا الرّحمن لا إله غيره ليقم الذّاكرون . يعنى : برخيزند از خواب ذكر كنندگان ، و چون صبح طلوع كند بگويد : ربّنا الرّحمن لا إله غيره ليقم الغافلون . يعنى : برخيزند از خواب غافلان . « 1 »
مؤلّف گويد كه : شايد سبب كم كردن اين ملك عرشى از ذكر سابق خود در هر نوبت بعد ، از آن باشد كه آن رحمات و بركات و الطاف و عناياتى كه عايد مىشود در وقت ذكر اوّل براى متهجّدين كه در آن وقت شب برمىخيزند ، مثل آن عايد نمىشود براى ذاكرين كه در وقت ذكر دوّم از خواب برمىخيزند لهذا از ذكر خود ربّ الملائكة و الرّوح را كم كرده ، و چون صبح طلوع كرد غافلان برخاستند اين الطاف و عناياتى كه براى ذاكرين بود براى ايشان نخواهد بود ، اگر چه از رحمت واسعهء الهى بالكليّة بىبهره نمانند لهذا از ذكر خود سبوح قدّوس را كم كرده اكتفاء نمود به همان ذكر ربّنا الرّحمن لا إله غيره . و شايد كسى كه بين الطّلوعين در خواب باشد بىنصيب و بىبهره و از سعادت محروم و بىروزى ماند .
فمن نام بينهما نام عن رزقه . هذا ما خطر ببالى و اللّه تعالى العالم .
و مناسب است در اين مقام قول بعض شعرا :
هنگام سفيده دم خروس سحرى * دانى كه چرا همىكند نوحهگرى ؟
يعنى كه : نمودند در آيينهء صبح * كز عمر شبى گذشت تو بىخبرى
و چه خوب گفته شيخ جامى :
دلا تا كسى در اين كاخ مجازى * كنى مانند طفلان خاك بازى
تويى آن دستپرور مرغ گستاخ * كه بودت آشيان بيرون از اين كاخ
هامش
( 1 ) سفينة البحار ، ج 1 ، ص 475 .