مؤلّف گويد كه : شايسته ديدم در اين مقام به ذكر چند خبر در مناقب و مفاخر حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام كتاب خود را زينت دهم .
اوّل : در زحمت كشيدن آن حضرت است در تحصيل معاش :
شيخ مفيد و ديگران از حضرت ابو عبد اللّه الصّادق عليه السّلام روايت كردهاند كه :
محمّد بن منكدر مىگفت كه : گمان نمىكردم كه مثل علىّ بن الحسين عليه السّلام بزرگوارى خلفى چون خود به يادگار گذارد ، تا گاهى كه محمّد بن على را ملاقات كردم كه همىخواستيم او را موعظتى نمايم او مرا موعظت فرمود .
اصحابش گفتند : به چه چيز تو را موعظت كرد ؟
گفت : در ساعتى بس گرم به يكى از نواحى مدينه بيرون شدم ، و محمّد بن على را كه فربه و تناور بود ملاقات كردم و آن حضرت بر دوش دو غلام سياه خود تكيه كرده مىآمد ، با خويشتن گفتم شيخى از شيوخ قريش در اين ساعت و چنين حالت در طلب دنيا بيرون شده است گواه باش كه من او را موعظت خواهم كرد ، پس به آن حضرت سلام كردم ، نفس زنان و عرقريزان سلام مرا پاسخ راند .
گفتم : اصلحك اللّه ! خوب است شيخى از اشياخ قريش با چنين حالت در طلب دنيا باشد ، اگر مرگ بيايد و تو بر اين حال باشى كار چگونه كنى ؟ ! آن حضرت دست از دوش غلامان برداشت و تكيه كرد و فرمود : به خدا سوگند اگر بيايد مرگ و من در اين حال باشم ، آمده است مرگ در حالتى كه من در طاعتى از طاعات خدا بودهام كه بازداشتهام خود را از حاجت به تو و مردم ، و من وقتى از آمدن مرگ ترسانم كه فرا رسد مرا در حالتى كه در معصيتى از معاصى الهى بوده باشم .
محمّد بن منكدر مىگويد : گفتم : يرحمك اللّه من خواستم تو را موعظه نمايم تو مرا موعظت فرمودى . « 1 »
هامش
( 1 ) الارشاد مفيد ، ج 2 ، ص 161 ؛ الكافى ، ج 5 ، ص 73 ؛ التهذيب ، ج 6 ، ص 325 ؛ مناقب ابن شهر آشوب ، ج 3 ، ص 201 ؛ بحار الأنوار ، ج 46 ، ص 287 ؛ كشف الغمة ، ج 2 ، ص 125 .