امرى محزون مىكرد زنها و اطفال خود را جمع مىكرد و دعا مىكرد و ايشان آمين مىگفتند . « 1 »
و نيز از آن حضرت روايت كرده كه : پدرم كثير الذّكر بود و به حدّى ذكر مىكرد كه گاهى كه با او راه مىرفتيم مىديدم كه ذكر خدا مىكند ، و با او طعام مىخورديم و او ذكر خدا مىكرد ، و با مردم حديث مىكرد و ذكر مىكرد ، و پيوسته مىديدم زبان مباركش را كه به كام شريفش چسبيده و مىگفت : لا إله الّا اللّه ، و ما را نزد خود جمع مىكرد و مىفرمود كه ذكر كنيم تا طلوع آفتاب ، و پيوسته امر مىفرمود به قرائت قرآن از اهل بيت آنان را كه قرائت مىتوانستند كرد و آنهايى كه قرائت نمىتوانستند كرد امر مىكرد به ذكر كردن . « 2 »
و روايت شده كه آن حضرت در ميان خاصّه و عامّه ظاهر الجود ، و به كرم و فضل و احسان معروف بود با آن كه عيال بسيار داشت و از اهل بيت خود مال و دولتش كمتر بود . « 3 »
و سلمى مولاة آن حضرت گفته كه : اخوان آن حضرت در خدمتش حضور مىيافتند و از حضرتش بيرون نمىشدند تا ايشان را بر خوان نوال و بساط نعمت و احسان مىنشاند و از اطعمهء طيّبه و ثياب حسنه و دراهم كثيره بهرهور مىگردانيد . « 4 »
و حكايت شده كه : روزى كميت در خدمت حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام رفته ، ديد كه آن حضرت به اين بيت مترنّم است :
ذهب الّذين يعاش فى اكنافهم * لم يبق الّا شامت او حاسد
پس كميت در بديهه اين بيت ادا نمود :
هامش
( 1 ) الكافى ، ج 2 ، ص 352 ؛ بحار الأنوار ، ج 46 ، ص 297 .
( 2 ) الكافى ، ج 2 ، ص 392 ؛ بحار الأنوار ، ج 46 ، ص 297 به نقل از آن .
( 3 ) الارشاد مفيد ، ج 2 ، ص 166 .
( 4 ) كشف الغمّه ، ج 2 ، ص 332 .