حقّ تعالى از صلب على فرزندى كه هم نام من و شبيهترين مردم باشد به من ، علم او علم من و حكم او حكم من است ، و او است امام و حجّت بعد از پدرش .
[ خشوع آن حضرت ]
صاحب كشف الغمّه روايت كرده از يكى از غلامان حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام كه گفت : وقتى در خدمت آن حضرت به مكّه رفتيم ، پس چون آن حضرت داخل مسجد شد و نگاهش به خانهء كعبه افتاد گريست به حدّى كه صداى مباركش در ميان مسجد بلند شد ، من گفتم : پدر و مادرم فداى تو شود و چون مردم شما را بدين حال نظاره مىكنند خوب است كه فى الجمله صداى مبارك را از گريه كوتاه فرماييد .
فرمود : واى بر تو ، به چه سبب گريه نكنم همانا اميد مىرود كه حق تعالى به سبب گريستن من نظر رحمتى بر من فرمايد و به آن سبب من فردا در نزد او رستگار بوده باشم ، پس آن حضرت دور خانه طواف فرمود پس از آن در نزد مقام به نماز ايستاد و به ركوع و سجود رفت ، و چون سر از سجده برداشت موضع سجدهء آن حضرت از آب ديدگانش تر شده بود . « 1 »
و از حالات آن جناب آن بود كه هرگاه خنده مىكرد مىگفت : اللّهمّ لا تمقتنى ، يعنى : خدايا مرا دشمن مدار .
و روايت شده كه آن حضرت در دل شب در تضرّع خويش به درگاه پروردگار مىگفت :
امرتنى فلم ائتمر ، و نهيتنى فلم انزجر ، فها انا ذا عبدك بين يديك و لا اعتذر . « 2 »
و روايت شده كه آن حضرت در هر جمعه يك دينار تصدّق مىكرد و مىفرمود :
صدقه در روز جمعه مضاعف مىشود . « 3 »
و شيخ كلينى روايت كرده از حضرت صادق عليه السّلام كه مىفرمود : هرگاه پدرم را
هامش
( 1 ) كشف الغمه ، ج 2 ، ص 360 ؛ بحار الأنوار ، ج 46 ، ص 290 به نقل از آن .
( 2 ) بحار الأنوار ، ج 46 ، ص 290 .
( 3 ) روضة الواعظين ، ج 2 ، ص 333 .