ظاهر نگرديد آنچه ظاهر شد از آن حضرت از تفسير و كلام و فتاوى و احكام حلال و حرام ، و حديث جابر رضى اللّه عنه دربارهء آن حضرت مشهور است و معروف ، و فقهاى مدينه و عراق به تمامت مذكور داشتهاند و خبر داده است مرا جدّم شهر آشوب و منتهى بن كيابكى الحسينى به طرق كثيره از سعيد بن مسيّب و سليمان بن اعمش و ابان بن تغلب و محمّد بن مسلم و زرارة بن اعين و ابو خالد كابلى كه جابر بن عبد اللّه انصارى در مسجد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىنشست و همىگفت :
يا باقر ! يا باقر العلم .
مردم مدينه مىگفتند : جابر پريشان سخن مىگويد ، جابر ( ره ) مىفرمود :
سوگند به خداى كه من بيهوده و پريشان سخن نگويم ، لكن شنيدم از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه فرمود : اى جابر ! همانا درك خواهى نمود مردى از اهل بيت مرا كه نام او نام من و شمائل او شمائل من باشد بشكافد علم را شكافتنى ، پس اين فرمايش پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم واداشت مرا به آنچه مىگويم .
و نيز گفته كه : ابو السّعادات در كتاب فضايل الصّحابه گويد كه : جابر انصارى ( ره ) سلام رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را به جناب محمّد باقر عليه السّلام تبليغ نمود ، آن حضرت فرمود : وصيّت خويش بگزار چه تو به سوى پروردگار خويش مىشوى ، جابر بگريست و عرض كرد : يا سيّدى ، تو اين از كجا دانستى چه اين عهدى است كه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با من معهود است فرمود :
و اللّه يا جابر ، لقد اعطانى اللّه علم ما كان و ما هو كائن الى يوم القيامة .
سوگند با خداى اى جابر همانا عطا فرموده است مرا خداى تعالى علم آنچه بوده و علم آنچه خواهد بود تا روز قيامت ، پس جابر وصيّت خويش گزارد و وفات او در رسيد . « 1 »
و روايت شده از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه فرمود : هرگاه حسين عليه السّلام از دنيا بيرون رود قائم به امر بعد از او على پسرش است و او است حجت و امام ، و برون آورد
هامش
( 1 ) مناقب ، ج 4 ، ص 195 - 197 ؛ بحار الأنوار ، ج 46 ، ص 294 .