تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1267

مساهمون:

ص١٢٦٧
و جابر بن يزيد جعفى هرگاه از آن حضرت روايتى مىكرد مىگفت : حديث كرد مرا وصىّ اوصياء و وارث علوم انبياء محمّد بن علىّ بن الحسين ، صلوات اللّه عليهم اجمعين . « 1 » شيخ كشى از محمّد بن مسلم روايت كرده كه گفت : در هر امر مشكلى كه رو مىكرد از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام سؤال مىكردم تا آن كه سى هزار حديث از آن حضرت سؤال كردم ، و از حضرت صادق عليه السّلام شانزده هزار حديث . « 2 » از حبّابه والبيّه روايت شده كه گفت : ديدم مردى را در مكّه در وقت عصر در ملتزم ، يا ما بين باب كعبه و حجر كه مردمان به حضرتش اجتماع كردند و از معضلات مسائل سؤال كردند و باب مشكلات را استفتاح نمودند ، و آن حضرت با آن زمان اندك از جاى برنخاست تا در هزار مسأله ايشان را فتوى داد ، آن‌گاه برخاست و روى به رحل خود نهاد و منادى با صوت بلند ندا بر كشيد : الا انّ هذا النّور الابلج المسرّح ، و النّسيم الارج و الحقّ المرج . يعنى : بدانيد اين است نور روشن و درخشان كه بندگان را به طريق دلالت فرمايد ، و اين است نسيم خوش‌بوى و زان كه جان جهانيان را به نسايم معرفت و دانش معطّر گرداند ، و اين است آن حقّى كه قدرش در ميان مردمان ضايع مانده است يا از خوف دشمنان مضطرب است . و جماعتى را نگران شدم كه مىگفتند : كيست اين شخص ؟ در جواب ايشان گفتند : محمّد بن علىّ باقر و شكافندهء غوامض علوم ، و ناطق از فهم ، محمّد بن علىّ بن الحسين بن علىّ بن ابى طالب عليهم السّلام . « 3 » ابن شهر آشوب گفته : كه گفته‌اند : از هيچ كس از فرزندان حسن و حسين عليهم السّلام
هامش
( 1 ) المستجاد من كتاب الارشاد ، ص 183 ؛ اعلام الورى ، ص 263 ؛ الارشاد مفيد ، ص 263 ، بحار الأنوار ، ج 46 ، ص 286 . ( 2 ) اختيار معرفة الرجال ، ج 1 ، ص 386 ؛ بحار الأنوار ، ج 46 ، ص 292 به نقل از آن . ( 3 ) مناقب ابن شهر آشوب ، ج 4 ، ص 182 ؛ بحار الأنوار ، ج 46 ، ص 259 به نقل از آن .