و زينت و نگار كرده كه بالها دارد مانند بالهاى كركس و خرطومها مانند خرطوم فيل از چنين گروهى كه نه بر كشتهء ايشان كسى ندبه مىكند و نه گمشدهء ايشان را كسى جستجو مىكند » . چون كه زنگيان عبيد و غريب بودند و كسى نداشتند كه بر ايشان ندبه كند يا از نابود شدن ايشان جايش خالى بماند ، و شايد مراد از اين بالها رواشن باشد يا اخشاب و بورياهايى كه بيرون عمارتها از سقفها آويزان مىكنند كه درها و ديوارها را از صدمهء باران و تابش آفتاب نگهدارد . و خرطوم خانهها ناودانهاى متّصل به ديوار است تا به زمين كه قير بر آنها ماليدهاند و بسيار شبيه است به خرطوم فيل . و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام به اين فرمايش اشاره مىفرمايد به خراب شدن و سوختن اين عمارت در فتنهء صاحب زنج .
همانا مورّخين نقل كردهاند كه : در روز جمعه هفدهم شوال سنهء دويست و پنجاه و هفت ، صاحب زنج داخل بصره شد و مردم بصره را بكشت و مسجد جامع و خانههاى مردم را آتش زد ، و در روز جمعه و شب شنبه و روز شنبه پيوسته مردم را كشت و خانهها را آتش زد تا آن كه جوىها از خون روان گشت و كوى و بازار خونگسار گرديد و كوشك و گلستان ، گورستان گرديد و خانهها و هركجا كه رهگذر انسان يا چارپايان بود با هر اسباب و اثاث و متاعى بود به جمله بسوختند .
و اتّسع الحريق من الجبل الى الجبل ، و عظم الخطب ، و عمّها القتل و النّهب و الاحراق .
پس از اين قتل عامّ ، مردم را امان دادند و گفتند : هر كه حاضر شود در امان است ، گاهى كه مردم جمع شدند بناى غدر نهادند و شمشير در ميان ايشان نهادند و صداهاى مردم به شهادت جارى و خونشان در زمين سارى بود ، كشتند هر كس را كه ديدند . در بصره هر كه مالدار بود اوّل مال او را مىگرفتند يعنى شكنجه مىكردند او را تا ظاهر كند مال خود را و ناگهان او را مىكشتند ، و هر كه فقير بود بدون فرصت در همان وقت او را مىكشتند ، تا آن كه نقل شده كه هر كس از مردم بصره به حيلهء مختلفه جان به سلامت ببرد در آن آبار و چاهها كه در سراها كنده بودند پنهان گرديده و چون تاريكى شب جهان را فرو مىگرفت از ظلمت چاه طلوع مىكردند ، و
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1222
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص١٢٢٢