تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1224

مساهمون:

ص١٢٢٤
فتوّت و جوانمردى او معروف است كه داعى كبير آن را براى سادات و علويّين نقل كرده كه آن را سرمشق خود قرار داده و به آن طريق رفتار نمايند ، و ما آن قصّه را در ذكر اولاد حضرت امام حسن عليه السّلام نگارش داديم به آنجا رجوع شود . « 1 » و پسرش محمّد بن زيد همان است كه در ايّام ابو السّرايا در سنهء صد و نود و نه بعد از وفات محمّد بن ابراهيم طباطبا مردم با وى بيعت كردند و آخر الأمر او را گرفته به نزد مأمون در مرو فرستادند و در آن وقت بيست سال داشت ، مأمون تعجّب كرد از صغر سنّ او ، با وى گفت : كيف رايت صنع اللّه بابن عمّك ؟ محمّد گفت : ( شعر )
رايت امين اللّه فى العفو و الحلم * و كان يسيرا عنده اعظم الجرم
گويند : چهل روز در مرو بود ، آن‌گاه مأمون او را زهر خورانيد و جگرش پاره پاره شده در طشت مىريخت و او نظر مىكرد به آن‌ها و خلالى در دست داشت و آن‌ها را مىگردانيد . و مادرش فاطمه دختر علىّ بن جعفر بن اسحاق بن علىّ بن عبد اللّه بن جعفر بن ابى طالب بوده است . و پسر ديگرش جعفر بن محمّد بن زيد ، مردى عالم و فقيه و اديب و شاعر و آمر به معروف و ناهى از منكر بوده ، در كلاجرد نيشابور به خاك رفته . كذا فى بعض المشجّرات ، و ظاهرا او است پدر احمد سكّين كه بيايد ذكرش بعد از اين . و بدان كه از احفاد محمّد بن زيد است ، سيّد اجلّ ، وحيد عصره ، و فريد دهره ، صدر الدّين علىّ بن نظام الدّين احمد بن مير محمّد معصوم مدنى ، مشهور به سيّد عليخان شيرازى ، « 2 » جامع جميع كمالات و علوم ، صاحب مؤلّفات نفيسه مانند :
هامش
( 1 ) ص 589 . ( 2 ) دربارهء او نك : مقدمهء آثار او و تلامذة العلامة المجلسى و المجازون منه ، ص 41 ؛ رياض العلماء ، ج 3 ، 363 ؛ امل الآمل ج 2 ، ص 176 .