تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1212

مساهمون:

ص١٢١٢
ابو الفرج ستايش بليغى از او نموده و گفته كه : او مردى جليل القدر و صاحب علم و ورع و تقوى و زهد بوده ، و از حضرت صادق عليه السّلام و برادر آن حضرت عبد اللّه بن محمّد عليه السّلام و از پدر خود زيد بن على عليه السّلام و غير هم روايت مىكرد و علماى عصر او مقدم او را مبارك مىشمردند . « 1 » و سفيان ثورى « 2 » را با او ارادتى تامّ بود و او را به زيادت تعظيم و احترام مىنمود ، و لكن موافق روايتى مدح او محلّ نظر است ، چه سوء ادبى و جسارتى از او بالنّسبة به امام زمان خود ، حضرت صادق - ارواح العالمين فداه - ظاهر گشته . و بالجمله ، عيسى در وقعهء محمّد و ابراهيم پسران عبد اللّه بن حسن حاضر بود ، و چون آن دو تن كشته شدند عيسى از مردم اعتزال جست و در كوفه در خانهء علىّ بن صالح بن حىّ متوارى گشت ، و نسبش را از مردم پوشيده داشت تا وفات يافت . و در ايّامى كه عيسى پنهان بود ، يحيى بن حسين بن زيد و به قول صاحب عمدة الطالب محمّد بن محمّد بن زيد با پدر گفت كه : دوست دارم مرا بر عمويم دلالت كنى و بگويى در كجا است تا او را ملاقات كنم ، همانا قبيح است بر من كه من چنين عمويى داشته باشم و او را ديدار ننمايم . پدر گفت : اى پسر جان ! اين خيال از سر به در كن ، چه آن كه عموى تو عيسى خود را پنهان كرده است و دوست ندارد كه شناخته شود و مىترسم اگر تو را به سوى او دلالت كنم و به نزد او روى به سختى افتد و منزل خود را تغيير دهد . يحيى در اين باب مبالغه و اصرار كرد تا آن كه پدر را راضى نمود كه مكان عيسى را نشان دهد . حسين گفت : اى پسر ! اگر خواهى عموى خود را ملاقات كنى از مدينه به كوفه سفر كن ، چون به كوفه رسيدى از محلّهء بنى حىّ پرسش نما ، چون اين دانستى برو به فلان كوچه و آن كوچه را براى او وصف كرد ، چون به آن كوچه رسيدى خانه‌اى
هامش
( 1 ) مقاتل الطالبيين ، ص 269 . ( 2 ) درباره سفيان مؤلف در تتمة المنتهى ، ص 211 نيز سخن گفته است .