نيست چارهء از آن كه آويخته شود در اين ستون . و اشاره فرمود به ستون هفتم ، و اين قصّه طولانى است .
و اين سيّد جليل همان است كه قبّهء جدّش امير المؤمنين عليه السّلام را بنا كرد و از خلّص مال خود . ابن يحيى النّسابه نقيب النّقباء القائم بكوفه ابن الحسين النّسابة ، النّقيب الطّاهر ابن ابى عاتقه احمد محدّث ابن ابى على عمر بن يحيى بن الحسين ذو الدّمعة ابن زيد الشّهيد ابن امام زين العابدين عليه السّلام .
و بالجمله ، بهاء الدّين علىّ مذكور جلالت شأنش بسيار و مناقبش بىشمار ، و از جملهء تأليفات شريفهء او است كه نقدهء اخبار و سدنهء آثار بر آن ركون و اعتماد نموده ، و از آن نقل كردهاند مانند : كتاب انوار المضيئة « 1 » و الدّر النّضيد و كتاب سرور اهل الأيمان فى علامات ظهور صاحب الزّمان - صلوات اللّه عليه - و كتاب الغيبة و الإنصاف فى الرّد على صاحب الكشّاف و شرح مصباح صغير شيخ و غير ذلك .
استاد شيخ حسن بن سليمان حلّى صاحب مختصر البصائر و ابن فهد حلّى و تلميذ شيخ شهيد و فخر المحقّقين و سيّد عميد الدّين است .
و جدّ او محمّد الشريف الجليل ابن عمر بن يحيى بن الحسين النّسابه ابن ابى عاتقه احمد محدّث است . و احمد محدّث همان است كه صاحب عمدة الطّالب در حق او گفته كه : او مردى وجيه و متموّل بود و هيچ يك از علويّين را آن مقدار اموال و املاك و زراعت و فلاحت نبود ، بعضى گفتهاند : در يك سال به تنهايى هفتاد و هشت هزار جريب زمين را زراعت مىفرمود .
و از غرائب حكايات او اين است كه وقتى در ديوان جلوس فرموده بود و مطهّر بن عبد اللّه وزير عزّ الدّولة بن بويه در ديوان حاضر بود در اين حال توقيعى به دو رسيد كه رسول قرامطه به كوفه مىرسد و شايسته چنان است كه براى تهيّهء اسباب دفاع او چيزى به كوفه مكتوب شود .
مطهّر بن عبد اللّه وزير آن توقيع را به شريف نشان داد و به دو اشارت كرد كه يكى
هامش
( 1 ) منتخب الأنوار المضيئة تحقيق و منتشر شده است .