را به عنوان اين خدمت به آن شخص رسول به كوفه روانه دارد و منزل و ما يحتاج او را فراهم كند و از آن پس وزير به بعض مهمّات ديوان مشغول گرديد و ساعتى به آن حال بود . چون ملتفت گشت شريف را فارغ البال و آسوده خيال بر جاى خود نشسته ديد ، و از روى تعجّب گفت كه : اى شريف ؟ اين امر و قضيّه از آن امور نباشد كه به تهاون و تكاسل بگذرد .
شريف گفت : همانا من به جانب كوفه رسول بفرستادم و جواب بازآمد كه در تهيّهء اسباب كار هستند . وزير از اين امر تعجّب كرد و از وى از چگونگى امر پرسيدن گرفت ، شريف او را خبر داد كه او را در بغداد مرغهاى كوفى و در كوفه طيور بغداديّه است و چون تو به آنچه رأى زدى مرا اشارت فرمودى من فرمان كردم تا به توسّط مرغ به كوفه مكتوب بفرستد و هم اكنون خبر بازرسيد كه آن مكتوب به كوفه وصول يافت و اينك به اطاعت امر مشغول هستند . « 1 »
و نيز از اعقاب حسين ذو الدّمعة است ، سيّد اجلّ بهاء الشّرف نجم الدّين ابو الحسن محمّد بن الحسن بن احمد بن علىّ بن محمّد بن عمر بن يحيى ابن الحسين النّسابة بن احمد المحدّث ابن عمر بن يحيى بن الحسين ذو الدّمعة كه در اوّل صحيفهء كامله اسمش هست و عميد الرّؤساء از او روايت مىكند و جماعت بسيارى غير از عميد الرّؤساء نيز از او روايت مىكنند مانند ابن سكون و جعفر بن على والد شيخ محمّد بن المشهدى ، و شيخ هبة اللّه بن نما و غير ايشان عليهم الرّضوان .
ذكر عيسى پسر سيّم زيد بن علىّ بن الحسين عليه السّلام
: همانا عيسى بن زيد مكنّى است به ابو يحيى ، و ملقّب است به موتم الأشبال . و اين لقب از آن يافت كه وقتى شيرى را كه داراى بچّگان بود و سر راه بر مردم گرفته بود بكشت ، از آن وقت لقب موتم الأشبال يافت . يعنى يتيم كنندهء شير بچّگان .
هامش
( 1 ) عمدة الطالب ، ص 278 .