خود ، پس فرمود معلوم باشد كه در اين صندوق دينار و درهمى نيست ليكن مملوّ از علم است . « 1 »
و در روايت ديگر است كه : آن صندوق را چهار نفر حمل كردند و مملوّ بود از كتب و سلاح رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم .
[ ناقه آن حضرت پس از وفات ]
و در جلاء العيون فرموده و در بصائر الدّرجات به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه ، آن حضرت فرمود : پدرم حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام مىفرمود كه : چون وقت وفات پدرم حضرت امام زين العابدين عليه السّلام شد ، فرمود : آب وضويى براى من بياور . چون آوردم فرمود كه : در اين آب ميته هست ، بيرون بردم و نزديك چراغ ملاحظه كردم موش مردهاى در آن آب بود . آن را ريختم و آب ديگر آوردم وضو ساخت و فرمود كه : اى فرزند ! اين شبى است كه مرا وعدهء وفات دادهاند ، ناقهء مرا در حظيره ضبط كن ، و علفى براى آن مهيّا كن .
پس حضرت صادق عليه السّلام فرمود كه : چون آن حضرت را دفن كردند ناقهء خود را رها كرد و از حظيره بيرون آمد و نزديك قبر رفت بى آن كه قبر را ديده باشد و سينهء خود بر قبر آن حضرت گذاشت و فرياد و ناله مىكرد و آب از ديدههايش مىريخت .
چون اين خبر به حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام دادند ، حضرت به نزد ناقه آمد و فرمود كه : ساكت شو و برگرد خدا بركت دهد براى تو .
پس ناقه برخاست و به جاى خود برگشت و باز بعد از اندك زمانى برگشت به نزد قبر و ناله و اضطراب مىكرد و مىگريست در اين زمان كه خبر آن را به حضرت گفتند فرمود كه : بگذاريد آن را كه بىتاب است و چنين ناله و اضطراب مىكرد تا بعد از سه روز هلاك شد . « 2 » و حضرت بر آن ناقه بيست و دو حجّ كرده بود يك تازيانه بر آن نزده بود .
هامش
( 1 ) بصائر الدرجات ، ص 483 ؛ بحار الأنوار ، ج 46 ، ص 229 ؛ جلاء العيون ، ص 839 - 840 .
( 2 ) بصائر الدّرجات ، ص 503 .