خواند ، پس هيچ درختى و كلوخى در دور آن حضرت نماند جز آن كه با آن حضرت تسبيح گفتند ، و ما از اين حال در فزع شديم ، پس سر مبارك برداشت و فرمود : اى سعيد ! در فزع شدى ؟
عرض كردم : آرى يا بن رسول اللّه .
فرمود كه : حق تعالى چون جبرئيل را خلق كرد اين تسبيح را به او الهام فرمود و چون جبرئيل اين تسبيح را خواند جميع آسمانها و آنچه در آسمانها بودند با او در اين تسبيح موافقت كردند و آن اسم اعظم اللّه اكبر است . اى سعيد ! خبر داد مرا پدرم ، از پدرش ، از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، از جبرئيل ، از خداوند عزّ و جلّ كه فرمود : نيست هيچ بندهاى از بندگان من كه به من ايمان آورده و تو را تصديق نموده باشد ، نماز گزارد در مسجد تو دو ركعت در وقت خلوت از مردمان مگر آن كه مىآمرزم گناهان گذشته و آيندهاش را .
سعيد مىگويد كه : من هيچ شاهدى افضل از حضرت على بن الحسين عليه السّلام نديدم وقتى كه اين حديث را براى من نقل كرد .
[ تشييع جنازه آن حضرت ]
پس چون آن حضرت وفات نمود ابرار و فجّار به جمله در جنازهاش حاضر شدند ، و همگى آن حضرت را به خير و نيكى ياد كردند ، و جميع مردم از پى جنازه بيرون رفتند تا به محلّ خود فرود آوردند ، من با خود گفتم اگر در تمام روزگار روزى دريابم كه در خلوت آن دو ركعت نماز را در مسجد گزارم امروز است و جز يك مرد و زن كسى بر جاى نمانده بود ايشان نيز به تشييع جنازه بيرون شدند و من بر جاى بماندم تا آن نماز بگزارم . اين هنگام بانگ تكبيرى از آسمان برخاست و از زمين تكبيرى در جواب گفته شد و هم از آسمان بانگ تكبيرى بلند گشت و زمين نيز جواب داد ، من ترسيدم و بر روى در افتادم پس آنان كه در آسمان بودند هفت تكبير گفتند و كسانى كه در زمين بودند ، هفت تكبير گفتند و نماز گذاشته شد بر حضرت على بن الحسين عليه السّلام و مردمان داخل مسجد شدند و من نه به آن دو ركعت نماز نائل شدم و نه به نماز گذاشتن بر جنازهء مبارك آن حضرت .