نعمتى مگر بعد از مفارقت نعمت ديگر . پس بپرهيز از آرزوى دراز چه بسيار آرزومندان بودند كه به آرزوى خود نرسيدند و چه بسيار كسان كه جمع كردند مالى را و آن را نخوردند ، و منع كردند مردم را از چيزى كه زود آن را بگذاشتند و بگذشتند و شايد آن مال را از راه باطل فراهم آورده و از حقّش منع كرده ، به حرام آن را دريافته و ارث گذاشته و وزر و و بال و سنگينى و اثقال آن را بر دوش خود برداشته . اين است زيان روشن و خسران مبين .
و نيز از زهرى روايت كرده كه گفت : در آن مرض كه على بن الحسين عليه السّلام وفات فرمود خدمتش رسيدم ، در آن وقت طبقى كه در آن نان و كاسنى بود خدمتش بياوردند ، به من فرمود از اين بخور ، عرض كردم : يا بن رسول اللّه ! تناول كردهام .
فرمود : اين كاسنى است .
گفتم : فضل كاسنى چيست ؟
فرمود : هيچ برگى از آن نيست جز آن كه قطرهاى از آب بهشت بر آن است و در او هست شفاى هر دردى .
زهرى گويد : پس از آن طعام را برداشتند و روغن بياوردند ، فرمود : تدهين كن .
عرض كردم : روغن ماليدهام ، فرمود : اين روغن بنفشه است .
عرض كردم : فضيلت روغن بنفشه بر ساير ادهان چيست ؟
قال : كفضل الاسلام على ساير الاديان ، فرمود : چون فضيلت اسلام است بر ساير مذاهب .
پس از آن پسرش محمّد عليه السّلام بر آن حضرت وارد شد ، آن حضرت مدّتى دراز با وى راز فرمود و شنيدم كه در جملهء كلمات خويش مىفرمود : عليك بحسن الخلق ، بر تو باد نيكويى خلق و خوى .
عرض كردم : يا بن رسول اللّه ! اگر امر و قضاى خدا كه ما را به جمله در خواهد يافت فرا رسد بعد از تو به نزد كدام كس برويم ؟ و مرا در دل افتاده بود كه آن حضرت از موت خود خبر مىدهد .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1169
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص١١٦٩