فرمود : اى ابو عبد اللّه ! به سوى اين پسرم و اشاره به فرزندش محمّد عليه السّلام كرد و فرمود : همانا او است وصى من وارث من و صندوق علم من ، معدن علم ( حلم خ . ل ) و باقر علم است .
عرض كردم : يا بن رسول اللّه ! معنى باقر العلم چيست ؟
فرمود : زود است كه شيعيان خالص من به خدمتش مراوده كنند و براى ايشان بشكافد علم را شكافتنى .
زهرى مىگويد : پس از اين جناب محمّد باقر عليه السّلام را براى حاجتى به بازار فرستاد . چون برگشت عرض كردم : يا بن رسول اللّه ! از چه روى با اكبر اولاد خود وصيّت ننمودى ؟
فرمود : امامت به كوچكى و بزرگى نيست ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين گونه با ما عهد نهاده و در لوح و صحيفه به اين گونه نوشته يافتيم كه : دوازده تن مىباشند ، نوشته شده بود امامت ايشان و نامهاى پدران و مادران ايشان . آنگاه فرمود : از صلب پسرم محمّد هفت تن از اوصياء بيرون مىآيند كه مهدى - صلوات اللّه عليهم از جملهء ايشان است . « 1 »
شيخ كلينى از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود : چون پدرم را وقت وفات رسيد ، مرا به سينهء خود چسبانيد و فرمود : اى فرزند گرامى ! تو را وصيّت مىكنم . با آنچه وصيّت كرد مرا پدرم در هنگام شهادت خود و گفت كه پدرش او را وصيّت كرده بود به اين وصيّت در وقت وفات خود كه :
زنهار ستم مكن بر كسى كه ياورى بر تو به غير از خدا نداشته باشد . « 2 »
و در بحار از بصائر الدّرجات نقل كرده كه چون آن حضرت را حالت موت رسيد ، رو كرد به اولاد خود كه در نزدش جمع بودند و از ميانه توّجه فرمود به پسرش حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام فرمود : اى محمّد ! اين صندوق را ببر به منزل
هامش
( 1 ) كفاية الاثر ، ص 241 ؛ بحار الأنوار ، ج 46 ، ص 232 .
( 2 ) الكافى ، ج 2 ، ص 249 ؛ بحار الأنوار ، ج 46 ، ص 153 ؛ جلاء العيون ، ص 840 .