تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1173

مساهمون:

ص١١٧٣
فرمود : اين همان شب است كه مرا وعدهء وفات داده‌اند ، پس فرمود : براى من آب وضويى حاضر كنيد ، چون حاضر كردند فرمود : در اين آب موش است ، بعضى گفتند كه : اين سخن از سنگينى مرض مىفرمايد : پس چراغى طلبيدند و در آن آب نگاه كردند موشى در آن ديدند پس آن آب را ريختند ، و آب ديگر آوردند آن حضرت با آن وضو ساخت و نماز گزاشت چون شب به آخر رسيد آن حضرت از اين سراى پرملال ، به ديگر جهان انتقال فرمود . صلوات اللّه و سلامه عليه . « 1 » و از دعوات راوندى نقل شده كه آن حضرت در وقت وفات اين كلمات را مكرّر نمود تا وفات فرمود : اللّهمّ ارحمنى فانّك كريم ، اللّهمّ ارحمنى فانّك رحيم . « 2 » و چون حضرت امام زين العابدين عليه السّلام از اين عاريت سرا بگذشت ، مدينه در ماتمش صيحهء واحده گشت و مرد و زن ، و سياه و سفيد ، و صغير و كبير در مصيبتش نالان و از زمين و آسمان آثار اندوه نمايان بود . از على بن زيد روايت شده و همچنين از زهرى كه گفت : من به سعيد بن مسيّب گفتم : تو مىگويى على بن الحسين عليه السّلام نفس زكيّه بود و نظير نداشت ؟ سعيد گفت : چنين بود و كسى قدر او را نشناخت . على بن زيد گفت : گفتم : سوگند به خداى ، اين حجّت محكم بر تو وارد مىآيد كه بر جنازهء مباركش نماز نگزاشتى . سعيد گفت : همانا چنان بود كه قاريان به سفر مكّه بيرون نمىشدند تا حضرت على بن الحسين عليه السّلام بيرون شود . در يكى از سال‌ها آن حضرت بيرون شد و ما نيز در حضرتش بيرون شديم ، گاهى كه هزار نفر بوديم ، و در سقيا - كه نام منزلى است - فرود آمديم ، حضرت فرود آمد و دو ركعت نماز گزارد و بعد از نماز به سجده رفت و تسبيحى در سجود خود
هامش
( 1 ) دلائل الامامة ، ص 90 ؛ فرج المهموم ، ص 228 از دلائل ؛ الهداية الكبرى ، ص 224 مانند آن . ( 2 ) دعوات راوندى ، ص 250 .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1173 | الشيخ عباس القمي