تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1163

مساهمون:

ص١١٦٣
براى آن جناب به پاى خاست و آن حضرت را در پهلوى خويش جاى داد و در كمال خضوع عرض كرد كه حوائج خود را بخواهيد كه هر چه بخواهيد قبول است ، پس هر كه را آن حضرت شفاعت كرد مسرف به جهت آن حضرت از او در گذشت و مكرما از نزد او بيرون رفت . و بالجمله قضيّهء حرّه را شيعه و سنّى در كتب خود ذكر كرده‌اند ، « 1 » وقوعش در بيست و هشتم ماه ذى الحجّة سال شصت و سيّم هجرى دو ماه و نيم به مرگ يزيد مانده بود . و چون مسرف بن عقبه از كار مدينه بپرداخت ، به قصد دفع عبد اللّه بن زبير و اهل مكّه از مدينه بيرون تاخت . هنوز به مكّه نرسيده در بين راه در ثنيّهء مشلّل - كه نام كوهى است كه از آنجا به قديد فرود مىشوند - ، به دركات دوزخ شتافت . پس از آن كه جماعتش از آن محلّ حركت كردند ، امّ ولد يزيد بن عبد اللّه بن ربيعه كه مترقّب موت مسرف بود و از عقب لشكر مىآمد سر گور مسرف آمد و قبرش را بشكافت . چون لحد را گشود ، ديد مار سياهى بزرگ دهن گشوده و بر گردن مسرف پيچيده ترسيد نزديك رود ، صبر كرد تا مار از او دور شد ، آن وقت مردهء مسرف را در آورده و در ثنيّه بياويخت . و به قولى او را آتش زده و كفنش را پاره كرد ، و بر درختى در آنجا او را آويزان كرد ، پس هر كه از آنجا مىرفت سنگ بر او مىافكند ، و آنچه كرد مسرف بن عقبه با اهل مدينه ، كارهاى بسر بن ارطاة بود در حجاز و يمن براى معاويّه . و در كامل ابن اثير است كه يزيد خواست عمرو بن سعيد را بفرستد به جنگ اهل مدينه قبول نكرد ، پس خواست ابن زياد را روانه نمايد اقدام نكرد و گفت :
هامش
( 1 ) در خصوص واقعهء حرة و ويران كردن كعبه معظمه به اين منابع مراجعه فرماييد : الاخبار الطوال ، ص 220 تا 237 ؛ الامامة و السياسة ، ج 1 ، ص 220 تا 232 و ج 2 ، ص 11 ؛ تاريخ الخلفاء ، ص 139 - 140 ؛ تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 223 و 224 ؛ تذكرة الخواص ، ص 298 و 299 ؛ السيرة الحلبية ، ج 1 ، ص 195 تا 199 ؛ مروج الذهب ، ج 3 ، ص 17 تا 19 ؛ تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 370 ؛ كامل ابن اثير ، ج 3 ، ص 310 ؛ شرح نهج البلاغه ، ج 3 ، ص 470 ؛ كتاب المحن ، ص 146 - 172 .