تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1164

مساهمون:

ص١١٦٤
و اللّه لا جمعتهما للفاسق : قتل ابن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و غزو الكعبة . پس مسلم بن عقبه را براى اين كار اختيار كرد ، و او با اين كه پيرى بود كهن و سالخورده و مريض قبول كرده و اقدام در اين كار نمود . « 1 »

يازدهم - در آمدن باران به دعاى آن حضرت

: شيخ طبرسى در احتجاج و غير او از ثابت بنانىّ روايت كرده كه سالى با جماعتى از عبّاد بصره مثل أيّوب سجستانى و صالح مرّى و عتبة الغلام و حبيب فارسى و مالك بن دينار به عزم حجّ حركت كرديم ، چون به مكّهء معظّمه رسيديم آب سخت و كمياب بود و از قلّت باران جگر جملهء ياران تشنه و تفته بود و از اين حال با ما جزع و فزع آوردند تا مگر به دعاى باران شويم . پس به كعبه در آمديم و طواف بداديم و با تمام خضوع و ضراعت نزول رحمت را از درگاه حضرت احديت مسألت نموديم ، آثار اجابت مشاهدت نرفت ، در اين حال كه بر اين منوال بوديم به ناگاه جوانى را ديديم كه رو به ما آورد و فرمود : با مالك بن دينار ! و يا ثابت البنانىّ ! و يا ايّوب السّجستانى ! و يا صالح المرىّ ! و يا عتبة الغلام ! و يا حبيب الفارسى ! و يا سعد ! و يا عمر ! و يا صالح الأعمى ! و يا رابعه ! و يا سعدانه ! و يا جعفر بن سليمان ! ما گفتيم : لبّيك و سعديك يا فتى ! فرمود : اما فيكم أحد يحبّه الرّحمن ؟ . . . آيا در ميان شما يك نفر نبود كه خدايش دوست بدارد ؟ عرض كرديم : اى جوان ! از ما دعا كردن است و از خدا اجابت فرمودن . فرمود : دور شويد از كعبه ، چه اگر در ميان شما يك تن بودى كه او را خداى دوست مىداشت دعايش را به اجابت مقرون مىفرمود ، آن‌گاه خود به كعبه در آمد و به سجده بر زمين افتاد ، شنيدم كه در حال سجده مىگفت : « سيّدى بحبّك لى الّا
هامش
( 1 ) الكامل فى التاريخ ، ج 4 ، ص 111 .