تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1148

مساهمون:

ص١١٤٨
مستحبّ بودن يك جزء آن به جهت دليل خارج ، منافات با وجوب جزء ديگر ندارد به جهت ظاهر امر كه وجوب است ، خصوص با نهى از تشبيه به يهود و گبر . دوّم آن كه براى ازالهء موى ريش در شرع ديهء كامله مقرّر شده و هر چه چنين باشد فعلش بر غير بلكه بر صاحبش حرام است . و بيرون رفتن بعض افراد نادره مثل ازالهء موى سر منافات با اين قاعدهء كليّه ندارد . « 1 » و فقير گويد كه : من اين جمله را از كلمهء طيّبه نقل كردم و در حديث است در ذيل آيهء شريفه
وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ
« 2 » كه گرفتن شارب و گذاشتن ريش از آن عشرهء حنفيّه است كه بر حضرت ابراهيم عليه السّلام نازل شده و آن ده امرى است كه نسخ نشده و نخواهد شد تا روز قيامت . و بودن گذاشتن ريش در عداد مستحبّات دليل استحباب نمىشود چون بعض مذكورات در آن از واجبات است مثل غسل جنابت و ختنه كردن ، و ممكن است استدلال كرده شود به اخبار دالّه بر عدم جواز تشبّه مردان به زنان چون كه مرد به ريش تراشيدن شبيه به زن مىشود . حضرت صادق عليه السّلام در توحيد مفضّل فرمود كه : بيرون آمدن مو بر صورت باعث عزّت او است زيرا كه به واسطهء آن از حدّ كودك بودن و شباهت به زن داشتن بيرون مىآيد . « 3 » و حضرت امام رضا عليه السّلام فرموده كه : حق تعالى زينت داده مردان را به ريش ، و قرار داده ريش را فضيلتى از براى مردان كه به آن امتياز پيدا كنند از زنان . « 4 » و در جزء خبرى است مروى از حضرت صادق عليه السّلام كه : « شخصى از قوم عاد تكذيب حضرت يعقوب پيغمبر كرد ، آن حضرت بر او نفرين كرد كه ريش او ريخته شود . پس به دعاى آن پيغمبر ريش آن مرد عادى بر سينه‌اش ريخته و امرد شد » .
هامش
( 1 ) كلمهء طيبه ، ص 11 - 19 ( پاورقى ) . ( 2 ) سورهء بقره ، آيهء 124 . ( 3 ) توحيد المفضل ، ص 49 ؛ بحار الأنوار ، ج 3 . ( 4 ) سفينة البحار ، ج 2 ، ص 508 .