آنگاه فرمود : آنچه با تو است بياور ، پس من آن سنگريزه را به خدمتش دادم پس نقش نهاد بر آن .
پس از آن حضرت ، حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام را ملاقات نمودم آن را نقش فرمود :
بعد از آن خدمت حضرت صادق عليه السّلام شدم و بر آن نقش نهاد .
پس خدمت حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام شدم و آن سنگريزه را نقش نهاد .
و پس از آن به خدمت حضرت رضا عليه السّلام رسيدم و آن را نقش نهاد .
و حبابه بعد از اين نه ماه زندگى كرد در دنيا و وفات كرد ، به روايت عبد اللّه بن همام . « 1 »
مؤلّف گويد : حبابهء والبيّه كه خبر را روايت كرده زنى بوده از شيعيان عاقلهء كاملهء جليله ، عالمه به مسائل حلال و حرام ، كثير العبادة ، به حدّى در عبادت كوشش و جهد كرده بود كه پوستش بر شكمش خشك شده بود و صورتش از كثرت سجود و كوبيده شدن به محلّ سجده محترق شده بود و پيوسته به زيارت حضرت حسين عليه السّلام مشرف مىگشت ، و چنان بود كه هرگاه مردم به نزد معاويه مىرفتند او به نزد امام حسين عليه السّلام مىرفت و بر آن حضرت وفود مىنمود ، و وقتى در صورتش برصى عارض شده بود به بركت آب دهان مقدّس آن حضرت آن مرض بر طرف شد . « 2 »
و اين زن همان زن است كه گفته : ديدم حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام را در مسجد الحرام در وقت عصر كه مردم دورش جمع شدند و مسائل حلال و حرام و مشكلات خود را پرسيدند ، حضرت از جاى خود حركت نفرمود تا آن كه هزار مسأله ايشان را فتوى فرمود .
هامش
( 1 ) بحار الأنوار ، ج 25 ، ص 175 به نقل از كمال الدين ، ص 536 ؛ مرآت العقول ، ط دار الكتب الاسلاميه ، ج 4 ، ص 78 .
( 2 ) تنقيح المقال ، ص 75 .