تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1132

مساهمون:

ص١١٣٢
كجايند عمّال و دهاقانان و دارندگان نواحى و صاحبان اعلام و مناجيق و عهود و مواثيق ؟ گويا هرگز اهل عزّت و سلطنت نبودند و دور باش عظمت و سلطنت نداشتند ، در هيچ ميدانى رايات جنگ نيفراشتند و سنگ‌هاى منجنيق نينداختند ، و در اين قصور كه با اين همه غرور و سرور بر پاى كردند سكون نگرفتند ، و با هيچ عهد و پيمانى اطمينان نجستند ، همه در گورهاى كهنه منزل گزيدند و با خاك گور يكسان شدند و منازل ايشان را صرصر دواهى از خاك حوادث انباشته داشت . « 1 »
خاك شد آن كس كه در اين خاك زيست * خاك چه داند كه در اين خاك چيست هر ورقى چهرهء آزاده‌اى است * هر قدمى فرق ملك زاده ايست خاك تو آميختهء رنج‌ها است * در دل اين خاك بسى گنج‌هاست گنج امان نيست در اين خاكدان * مغز وفا نيست در اين استخوان چون كه سوى او بودت بازگشت * بر سر اين خاك چه بايد نشست
و لقد اخذ منها من قال :
اين الملوك و ذو التّيجان من يمن * و اين منهم اكاليل و تيجان و اين ما شاده شدّاد فى الارم * و اين ما ساسه فى الفرس ساسان و اين ما حازه قارون من ذهب * و اين عاد و شدّاد و قحطان اتى على القوم امر لا مردّ له * حتّى قضوا فكأنّ القوم ما كانوا
هامش
( 1 ) الصحيفة الخامسة از سيد محسن امين ، ص 296 .