تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1134

مساهمون:

ص١١٣٤
هر گه « 1 » به زبان اشك آواز ده ايوان را * تا آن كه به گوش دل پاسخ شنوى زايوان دندانهء هر قصرى پندى دهدت نونو * پند سر دندانه بشنو ز بن دندان گويد كه : « تو از خاكى ، ما خاك توييم اكنون * گامى دو سه بر ما نه ، اشكى دو سه هم بفشان » از نوحهء جغد الحقّ ماييم به درد سر * از ديده گلابى كن ، درد سر ما بنشان آرى چه عجب دارى كاندر چمن گيتى * جغد است پس بلبل نوحه است پس از الحان اين است همان درگاه كو راز شهان بودى * حاجب ، ملك بابل ، هندو ، شه تركستان اين است همان ايوان كز نقش رخ مردم * خاك در او بودى ايوان نگارستان از اسب پياده شو بر نطع زمين رخ نه * زير پى پيلش بين شه مات شده نعمان مست است زمين زيراك خورده است به جاى مى * در كاس سر هرمز خون دل نوشروان كسرى و ترنج زر پرويز و به زرّين * بر باد شده يكسر با خاك شده يكسان پرويز به هر بزمى زرّين تره گستردى * كردى ز بساط زر زرّين تره را بستان
هامش
( 1 ) گه گه .