آن حضرت را حالت چنان بود كه در شبهاى تار انبانى بر دوش مىكشيد كه در آن كيسههاى دنانير و دراهم بود و به خانههاى فقرا مىبرد ، و بسا بود كه طعام با هيزم بر دوش برمىداشت و به خانههاى محتاجين مىبرد و به آنها عطا مىفرمود در حالتى كه صورت مبارك خود را پوشانيده بود تا او را نشناسند و آنها نمىدانستند كه پرستارشان كيست . تا زمانى كه آن حضرت از دنيا رحلت فرمود و آن عطايا و احسانها از ايشان مفقود شد دانستند كه آن شخص حضرت امام زين العابدين عليه السّلام بوده . « 1 »
و گاهى كه جسد نازنينش را از براى غسل برهنه كردند و بر مغسل نهادند بر پشت مباركش از آن انبانهاى طعام كه بر دوش كشيده بود براى فقرا و ارامل « 2 » و ايتام اثرها ديدند كه مانند زانوى شتر پينه بسته بود . « 3 »
و همانا روزى آن حضرت از خانه بيرون رفت . سائلى به رداى آن حضرت كه از خز بود چسبيد و از دوش آن حضرت برداشته شد ، آن بزرگوار اعتنا به آن نكرد و از او در گذشت و بگذشت .
و حال آن حضرت چنان بود كه جامهء خز براى زمستان خود مىخريد ، چون تابستان مىشد آن را مىفروخت و بهاى آن را تصدّق مىفرمود . « 4 »
روز عرفه بود كه آن جناب نظر فرمود به جمعى كه از مردم سؤال مىكردند ، فرمود به ايشان كه واى بر شما ، از غير خدا سؤال مىكنيد در مثل چنين روزى كه رحمت واسعهء الهى به مرتبهاى بر مردم نازل است كه اگر از خدا سؤال كنند در باب سعادت اطفالى كه در شكم مادران مىباشند هرآينه اميد است كه اجابت شود .
و از اخلاق شريفهء آن حضرت آن بود كه با مادر خود طعام ميل نمىفرمود ، به آن
هامش
( 1 ) بحار الأنوار ، ج 46 ، ص 64 ؛ العوالم ، ج 18 ، ص 106 - 107 .
( 2 ) زنهاى شوهر مرده .
( 3 ) بحار الأنوار ، ج 46 ، ص 66 ؛ العوالم ، ج 18 ، ص 107 .
( 4 ) مناقب ابن شهر آشوب ، ج 3 ، ص 294 ؛ بحار الأنوار ، ج 46 ، ص 90 ؛ حلية الاولياء ، ج 3 ، ص 136 به نقل از العوالم ، ج 18 ، ص 107 .