حضرت فرمود : كى بود اين مرد ؟
عرض كردند : مردى بطّال است كه اهل مدينه را از كار و كردار خود مىخنداند .
فرمود : به او بگوييد : انّ للّه يوما يخسر فيه المبطلون . يعنى : خداى را روزى است كه در آن روز آنان كه عمر خود را به بطالت گذرانيدهاند زيان مىبرند . « 1 »
هشتم [ در هر شبانه روزى هزار ركعت نماز مىگزارد ]
- شيخ صدوق در كتاب خصال از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : پدرم حضرت علىّ بن الحسين عليه السّلام در هر شبانه روزى هزار ركعت نماز مىگزارد چنان كه امير المؤمنين عليه السّلام نيز چنين بود ، و از براى پدرم پانصد درخت خرما بود در نزد هر درختى دو ركعت نماز مىگزارد ، و گاهى كه به نماز مىايستاد رنگ مباركش متغيّر مىگشت ، و حالش نزد خداوند جليل مانند بندگان ذليل بود و اعضاى شريفش از خوف خدا مىلرزيد و نمازش نماز مودّع بود . ( يعنى مانند آن كه مىداند اين نماز آخر او است و بعد از آن ديگر نماز ممكن نخواهد بود او را ) . « 2 »
و روزى در نماز ايستاده بود كه ردا از يك طرف دوش مباركش ساقط شد ، حضرت اعتنا نكرد و آن را درست نفرموده تا نمازش تمام شد ، بعضى از اصحاب آن حضرت از سبب بىالتفاتى به ردا پرسيد .
فرمود : واى بر تو باد آيا مىدانى نزد كى ايستاده بودم و با كه تكلّم مىكردم ؟ ! همانا قبول نمىشود از نماز بنده مگر آنچه كه دل او با او همراه باشد و به جاى ديگر نپردازد .
آن مرد عرض كرد : پس ما هلاك شديم يعنى از جهت اين نمازهاى بىحضور قلب كه به جا مىآوريم .
فرمود : نه چنين است حقّ تعالى تدارك خواهد فرمود نقصان آن را به نمازهاى نافله .
هامش
( 1 ) امالى صدوق ، چاپ مؤسسه بعثت ، ص 299 ؛ بحار الأنوار ، ج 46 ، ص 68 ؛ مناقب ، ج 3 ، ص 297 ؛ العوالم ، ج 18 ، ص 112 به نقل از امالى صدوق .
( 2 ) خصال ، ج 2 ، ص 517 ، ح 4 ؛ بحار الأنوار ، ج 46 ، ص 61 ، ح 19 ؛ العوالم ، ج 18 ، ص 102 - 103 به نقل از خصال .