حضرت عرض كردند كه : شما از تمام مردم در برّ به والدين و صلهء رحم سبقت فرمودهايد جهت چيست كه با مادر خود طعام ميل نمىفرماييد ؟
فرمودند كه : خوشم نمىآيد كه دستم پيشى گيرد بر آن لقمه كه مادرم به آن توجّه كرده و آن را براى خود اراده كرده . « 1 »
روزى شخصى به آن جناب عرض كرد كه : يا بن رسول اللّه ! من شما را به جهت خدا دوست مىدارم .
آن حضرت فرمود : خداوندا من پناه مىبرم به تو از آن كه مردم مرا به جهت تو دوست داشته باشند و تو مرا دشمن داشته باشى .
و آن حضرت را ناقهاى بود كه بيست حجّ بر آن گذاشته بود و يك تازيانه بر آن نزده بود ، گاهى كه آن شتر بمرد به امر آن حضرت او را در خاك پنهان كردند تا درندگان جثهء او را نخورند .
و روزى از يكى از كنيزان آن جناب پرسيدند كه از حال آقاى خود براى ما نقل كن ، گفت : مختصر بگويم يا مطوّل ؟
گفتند : مختصر بگو .
گفت : هيچ گاهى روز طعام از براى او حاضر نكردم براى آن كه روزه بود ، و هيچ شبى براى او رختخواب پهن نكردم از جهت آن كه براى خدا شبزندهدار بود . « 2 »
و روزى آن حضرت به جماعتى گذشتند كه به غيبت آن حضرت مشغول بودند ، آن حضرت در نزد ايشان ايستاد و فرمود : اگر راست مىگوييد در اين عيبها كه براى من ذكر مىكنيد خدا مرا بيامرزد ، و اگر دروغ مىگوييد خدا شما را بيامرزد .
و هرگاه طالب علمى به خدمت آن حضرت مىآمد مىفرمود :
مرحبا بوصيّة رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آنگاه مىفرمود : بدرستى كه طالب علم وقتى كه از منزل خويش بيرون مىرود ،
هامش
( 1 ) وسائل الشيعة ، كتاب اطعمه و اشربه و كتاب زكات ؛ وفيات الاعيان ، ج 3 ، ص 268 .
( 2 ) بحار الأنوار ، ج 46 ، ص 67 ، ح 33 ؛ العوالم ، ج 18 ، ص 102 ؛ علل الشرائع ، ص 232 ، ح 9 .