اكرام و احسان و انعام است به او به مال و زبان و ساير جوارح به قدر آنچه از قوّه برآيد و از عهده تواند در آيد ، و آنچه با او كنند هرگز وفا به حقّى كه در اين عمل بر ايشان پيدا كرده نخواهد كرد چه آنچه با او كنند و به او دهند از متاع دنيا تمام به يك تار جامهء بهشتى كه هزارها از آن به توسّط آن روضهخوان به آنها رسيده مقابلى نخواهد كرد ، پس هر چه دهند كم دادند و هر چه كنند كم كردند ، چنانچه سيرت مرضيّهء ائمهء طاهرين عليهم السّلام چنين بوده با اين طايفه و امثال ايشان .
لختى رجوع به احاديث و آثار كن ببين حضرت امام زين العابدين عليه السّلام چگونه عطاها فرمود به فرزدق شاعر پس از آن كه قصيدهء معروفه را خواند . « 1 »
و ملاحظه كن عطاى حضرت صادق عليه السّلام را به اشجع سلمى پس از آن كه به عيادت آن حضرت آمد و دو بيت خواند : البسك اللّه منه عافية الخ . نزد حضرت چهار صد درهم بود به وى عطا فرمود ، اشجع شكركنان گرفت و برفت ، حضرت او را طلبيد و انگشترى به او عطا كرد كه ده هزار درهم قيمت داشت . « 2 »
[ عطاى حضرت امام رضا عليه السّلام نسبت به دعبل خزاعى ]
و قضيّهء عطاى حضرت امام رضا عليه السّلام نسبت به دعبل خزاعى از پول زياد و جبّه ، و به روايتى انگشتر عقيقى و پيراهن خز سبزى كه هزار شب در هر شبى هزار ركعت نماز در آن خوانده بود و هزار ختم قرآن در آن نموده معروف است .
و از غرر و درر سيّد « 3 » نقل شده كه : دعبل بن على ، و ابراهيم بن العبّاس كه با يكديگر صديق و دوست بودند خدمت حضرت ثامن الأئمّه عليه السّلام رسيدند بعد از آن كه وليعهد شده بود پس دعبل خواند :
مدارس آيات خلت من تلاوة * و منزل وحى مقفر العرصات
و ابراهيم خوانده قصيدهاى كه اوّل آن اين است :
ازالت عزاء القلب بعد التّجلّد * مصارع اولاد النّبىّ محمّد ص
هامش
( 1 ) لؤلؤ و مرجان ، ص 45 .
( 2 ) همان ، ص 45 و امالى طوسى ، مجلس 10 .
( 3 ) مراد سيد مرتضى علم الهدى ( م 436 ه . ) است .