و حقيقت غنا همان صوت لهوى است ، خواه با ترجيع باشد ، يا از تقطيع صوت و موزون كردن او حاصل شود ، چنانچه در لحن مشهور به « تصنيف » و نوحههاى موازن او مشهود مىشود .
و تصريح كرده به اين تعميم شيخ افقه اكبر ، شيخ جعفر « 1 » در شرح قواعد و فرقى نيست بنابر مشهور بين مرثيهء سيّد الشّهداء عليه السّلام و غير او در حرمت . و شرط نيست خوبى صوت بلكه ميزان آن صوتى است كه اهل فسوق به او در حال طرب تلهّى مىكنند و در عرف او را خوانندگى گويند ، هر چند بخواند و به هر وجه بخواند همه حرام و موجب دخول جهنّم است ، و اگر نشر فضايل مستحبّ است ، دروغ و غنا حرام و باطلند .
و مناسب است در اينجا نقل كلام شيخ اجلّ اعظم ، استاد من تأخّر و تقدّم ، حجة الفرقة النّاجية ، علامة الملّة الزّاكية ، شيخنا الأستاد الاكبر « 2 » - نوّر اللّه ضريحه المطهّر - در مكاسب در ردّ كسى كه گمان كرده كه غنا در مراثى موجب مزيد بكاء و تفجّع است ، كه مىفرمايد :
« اعانت غناء بر بكاء و تفجّع ممنوع است ، چه دانستى كه غنا صوت لهوى است و لهو را با بكاء و تفجّع مناسبتى نيست ، بلكه بنابر ظاهر تعريف مشهور كه او را ترجيع مطرب دانستهاند همچنين است ، چه طرب مطلق اختلاف حالت است ، و طربى كه حاصل مىشود از او اگر سرور باشد منافى تفجّع است نه معين بر او ، و اگر حزن باشد به جهت آن است كه در نفوس حيوانيّه از فقد مشتهيات نفسانيّه مركوز است نه به جهت آنچه به سادات زمان و عترت خاتم پيغمبران رسيده ، بر فرض كه اعانت كند توقّف مستحبى يا مباحى بر امرى دليل بر اباحهء او نيست ، بلكه لا بدّ بايد ملاحظهء دليل حرمت كرد اگر بود بسيار خوب و الّا به حكم اصل ، محكوم به اباحه خواهد شد .
هامش
( 1 ) مراد شيخ جعفر كاشف الغطاء ( م 1228 ق ) است .
( 2 ) مراد آيت اللّه شيخ مرتضى انصارى ( م 1281 ق ) است .