تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1072

مساهمون:

ص١٠٧٢
اينك سلسلهء جليلهء اهل منبر حال خود را در اين باب ملاحظه كنند و از مفاسد كذب فى الجمله آگاه شوند و مطالب دروغ و روايات مجعوله را ترك كنند ، بلكه نقل نكنند هر چه ديده يا شنيده‌اند ، و اقتصار كنند بر مطالبى كه ناقل آن ثقه باشد . سيّد ابن طاووس در كشف المحجّه از رسائل كلينى نقل كرده كه آن بزرگوار به سند خود روايت كرده از حضرت باقر عليه السّلام ، و از جمله فقرات آن اين است . و لا تحدّث الّا عن ثقة ، فتكون كذّابا و الكذب ذلّ . « 1 » يعنى : حديث مكن مگر از شخص ثقه و گرنه دروغگوى خواهى بود ، و دروغ ذلّت است ، يعنى سبب ذلّت و خوارى است . و در نهج البلاغه است كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام در طىّ مكتوب خود به حارث همدانى نوشته : و لا تحدّث النّاس بكلّ ما سمعت فكفى بذلك كذبا . « 2 » يعنى : نقل مكن از براى مردم هر چه را كه شنيدى كه همين بىمبالاتى در نقل كافى است براى دروغگويى . و هم از حضرت صادق عليه السّلام مروى است كه در ذيل خبرى فرمود : آيا نشنيدى كه كفايت مىكند در دروغگويى مرد آن كه نقل كند آنچه را كه شنيده ؟ علامهء مجلسى ( ره ) در بيان اين خبر فرموده كه دلالت مىكند بر اين كه سزاوار نيست نقل كلام كسى كه اطمينان به نقل او نيست . و به اين مضامين روايات بسيار است و بايد دانست هم چنان كه دروغ گفتن مذموم و منهى است ، گوش دادن به اخبار كاذبه و حكايات و قصص دروغ نيز مذموم است . حقّ تعالى در مذمّت يهودان و بيان صفات خبيثهء ايشان مىفرمايد :
سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِينَ
. « 3 »
هامش
( 1 ) كشف المحجّه ، ص 172 . ( 2 ) نهج البلاغه ، نامه شماره 69 . ( 3 ) سورهء مائده ، آيهء 41 .