بسيارى گريه نابينا شد ، و حال آن كه پسرش در دنيا زنده بود ، و لكن من به چشم خود پدر و برادرم را با هفده تن از اهل بيت خود كشته و سر بريده ديدم ، پس چگونه حزن من به غايت رسد و گريهام كم شود ؟ « 1 » و روايت شده كه : آن حضرت بعد از قتل پدر بزرگوارش از مردم كناره گرفت و در باديه در خانه مويى كه سياه چادر گويند چند سال منزل فرمود و گاهى به زيارت جدّش امير المؤمنين عليه السّلام و پدرش امام حسين عليه السّلام مىرفت و كسى مطّلع نمىشد .
و در جملهاى از كتب معتبره منقول است كه رباب دختر امرء القيس مادر سكينه عليها السّلام كه در واقعهء طفّ حاضر بود بعد از ورود به مدينه در زير سقف ننشست و از حرّ و برد پرهيز نجست و اشراف قريش خواهان تزويج او شدند ، در جواب فرمود : لا يكون لى حمو بعد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم . يعنى : من ديگر پدر شوهرى بعد از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نخواهم « 2 » و پيوسته روز و شب گريست تا از غصّه و حزن از دنيا بيرون رفت .
[ رثائيه رباب در شهادت امام حسين عليه السّلام ]
و از ابو الفرج نقل شده كه : اين ابيات را رباب بعد از قتل حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام در مرثيهء آن حضرت انشاد كرد :
انّ الّذى كان نورا يستضاء به * بكربلاء قتيل غير مدفون
سبط النّبىّ جزاك اللّه صالحة * عنّا و جنّبت خسران الموازين
قد كنت لى جبلا صعبا ألوذ به * و كنت تصحبنا بالرّحم و الدّين
من لليتامى و من للسّائلين و من * يغنى و يأوى إليه كلّ مسكين
و اللّه لا أبتغى صهرا بصهركم * حتّى اغيّب بين الرّمل و الطّين « 3 »
هامش
( 1 ) همان و جلاء العيون ، ص 754 .
( 2 ) و نيزنك : الاغانى ، ج 14 ، ص 164 .
( 3 ) الاغانى ، ج 14 ، ص 165 - 164 ؛ اعلام النساء ، ص 439 .